انحراف معیار نامطلوب: به وسیله جذر واریانس نامطلوب محاسبه می گردد.
واریانس مطلوب: ریسک به وسیله واریانس داده های مطلوب محاسبه می گردد.
Ovar=E[max{(R_i-μ_i ),0}^2 ] (1-4)
متغیر کنترلی
متغیر های کنترلی، متغیرهایی هستند که بر متغیر مستقل اثر گذارند و می بایست هنگام بررسی روابط متغیر های مستقل و وابسته، در نظر گرفته شوند تا بتوان اثر این متغیرها بر متغیر وابسته را کنترل نمود. متغیرهای کنترلی که علاوه بر متغیر مستقل در این تحقیق بکار می روند عبارتند از:
اندازه شرکت (SIZE) : منظور از اندازه، لگاریتم طبیعی ارزش بازار سهام منتشر شده در پایان سال مالی شرکت می باشد. استفاده از لگاریتم طبیعی باعث می شود تا ضرایب احتمالی این متغیرها در مدل ، تحت تاثیر اثرات مقیاس های بزرگ قرار نگیرد (مشکی، 1390).
نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری (MTB): عبارتست از نسبت ارزش بازار سهام منتشر شده در پایان سال به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام شرکت(محمدی و همکاران، 1388).
1-8)قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی تحقیق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تحقیق حاضر از لحاظ موضوعی، به بررسی تاثیر تمرکز مالکیت برمعیارهای ریسک مطلوب وریسک نامطلوب شرکت ها می پردازد.
قلمرو مکانی تحقیق
شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که تاریخ پذیرش آنها پنج سال قبل از سال 1385 می باشد، قلمرو مکانی تحقیق حاضر را شکل می دهد.
قلمرو زمانی تحقیق
این تحقیق داده های فاصله زمانی بین سال های 1385 تا 1389 را به عنوان قلمرو زمانی، مورد بررسی قرار می دهد.
1-9)ساختار تحقیق
این تحقیق از پنج فصل تشکیل شده است. فصل اول کلیات تحقیق است که شامل بیان مساله، اهداف و ضروریت های انجام تحقیق، چارچوب نظری وفرضیه های تحقیق می باشد.فصل دوم شامل سه بخش است. در بخش اول مبانی نظری مرتبط با ریسک آورده شده است، در بخش دوم مباحث مرتبط با ساختار مالکیت مورد بررسی قرار گرفته شده است و بخش سوم پیشینه تحقیق می باشد که از دو بخش مطالعات انجام شده در ایران و مطالعات انجام شده در خارج از کشور تشکیل شده است.فصل سوم روش شناسی تحقیق می باشد که در آن جامعه و نمونه، روش جمع آوری اطلاعات، مدل ها و متغیرهای مورد استفاده در تحقیق وروش های مورد نظر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات توضیح داده شده است.فصل چهارم، تجزیه و تحلیل داده ها و یافته های تحقیق می باشد.فصل پنجم شامل نتیجه گیری، پیشنهادات و محدودیت های تحقیق است.
1-10)خلاصه فصل
در این فصل به تشریح طرح تحقیق پرداخته شده و پس از اشاره مختصری به مفهوم، اهمیت و ضرورت، اهداف، سؤال اساسی و فرضیه ها، روش تحقیق در چند قسمت فرعی شامل نوع پژوهش، متغیرها، روشهای گردآوری داده ها و روش های تجزیه و تحلیل داده ها مورد بررسی قرار گرفته است. هم چنین، واژگان و اصطلاحات تخصصی نیز در این فصل بیان شده است.

فصل دوم:
ادبیات موضوعی
تحقیق
2)مقدمه
در ادبیات مالی رابطه بین بازدهی و ریسک با بررسی های صورت گرفته توسط پژوهشگران مختلف تأیید شده است.ریسک یکی از خصوصیات بازده است و به عبارتی ریسک روی دیگر سکه ای است که یک روی آن بازدهی است. در مدیریت مالی نوین این موضوع که بازدهی باید در تعادل منطقی با ریسک باشد، یکی از اصول اساسی است.می توان گفت، پدیده ریسک و اندازه گیری آن یکی از بحث انگیزترین مباحث موجود در تئوریهای مالی است. ریسک را می توان نتیجه نبود اطلاعات کامل تلقی نمود به طوری که در صورت نبود اطمینان کامل از موفقیت، ریسک وجود دارد. تعاریف بسیاری از ریسک ارائه شده است که در ذیل به چند مورد آن اشاره می گردد:
-حالت یا کیفیتی که مورد شک است.
-امکان آن که حوادث آینده باعث ضربه زدن به ما شود.
-اتفاق یا نتیجه غیر منتظره
-عدم اطمینان
-تغییرات ممکن در پدیده ها
-انحراف از آنچه مدنظر است.
همانگونه که ملاحظه می شود هر چه از تعریف اول به سمت تعاریف بعدی پیش می رویم به تدریج از یک سو بر قابلیت اندازه گیری ریسک افزوده می گردد ولی از سوی دیگر از همخوانی تعاریف ارائه شده با مفهوم رایج و عمومی ریسک کاسته می شود (تهرانی و پیمانی، 1387). بر اساس تعاریف جدید از ریسک که با ادراک سرمایه گذاران از ریسک تطابق بیشتری نیز دارد، افزایش بازدهی دارائی مالی به عنوان ریسک محسوب نمی شود. تعریف متعارف ریسک بیانگر هر گونه نوسانات است که شامل فرصت های ارزشمند سرمایه گذاری نیز می شود. در تعاریف جدید و شاخص هایی که بر آن اساس طراحی شده، فقط تغییرات نامطلوب(آندسته از مشاهداتی که کمتر از نرخ بازده مشخصی می باشند)به عنوان ریسک تعریف می شوند (سعیدی و صفدری پور، 1387).
در گذشته افراد جهت تصمیم گیری در خصوص انتخاب محل های سرمایه گذاری تنها به اطلاعات مالی به دست آمده از صورت های که بر مبنای ارزش های تاریخی تهیه می شد و توسط کارشناسان مورد تحلیل قرار می گرفت اکتفا می کردند. ولی از زمان فروپاشی شرکت های بزرگی نظیر انرون و ورلدکام در خصوص عدم افشای رسوایی های مالی مدیران شرکت ها سرمایه گذاران توجه بیشتری به نقش برجسته نظام راهبری و اصول ان دارند. در طرف دیگر پس از جدا شدن شخصیت حقوقی بنگاههای تجاری از شخصیت حقیقی مالکان آنها و توسعه تجارت جهانی و احساس نیاز مالکان به منابع تأمین مالی بحث چند مالکی در شرکت ها شکل گرفت و موجب بوجود آمدن شرکت های سهامی شد. در این میان هرکدام از سهامداران بخصوص آنهاییکه دارای نفوذ بیشتری بودند، « که عمدتاً بخاطر بالا بودن حجم سرمایه شان بود»، سعی در جهت دادن تصمیمات مالی شرکت ها بسوی منافع خود بودند (هاشمی و بکرانی، 1390). برای سالیان متمادی در گذشته، اقتصاددانان فرض می کردند که تمامی گروههای مربوط به یک شرکت سهامی برای یک هدف مشترک فعالیت می کنند. اما در 30 سال گذشته موارد بسیاری از تضاد منافع بین گروهها و چگونگی مواجهه شرکت ها با این گونه تضادها توسط اقتصاددانان مطرح شده است. این موارد بطور کلی، تحت عنوان «تئوری نمایندگی» در حسابداری مدیریت بیان می شود. طبف تعریف جنسن و مک لینگ: رابطه نمایندگی قراردادی است که بر اساس آن صاحب کار یا مالک، نماینده یا عامل را از جانب خود منصوب و اختیار تصمیم گیری را به او تفویض می کند (نمازی و کرمانی، 1387).
هرچه تعداد سهامداران عمده در ترکیب مالکیت شرکت بیشتر باشد باعث تسهیم نظارت و کنترل میان سهامداران عمده می شود و تضاد منافع بین آنها کاهش می یابد؛ بنابراین بازده حقوق صاحبان سهام شرکت نیز افزایش می یابد.
درادامه این فصل در بخش اول مباحث مرتبط با ریسک، در بخش دوم مبانی نظری تئوری نمایندگی و تمرکز مالکیت و در بخش سوم پیشینه پژوهش مطرح می شود که ارتباط بین تمرکز مالکیت و ریسک شرکت ها را توسعه می دهد.
بخش اول-مبانی نظری ریسک
2-1-1)بازده1
معمولاً افراد مصرف کنونی را به مصرف آینده ترجیح می دهند. بنابراین برای تشویق افراد در به تعویق انداختن مصرف فعلی می بایستی انتظار کسب پاداش از سرمایه گذاری را برای آنان ایجاد کرد. در واقع انتظار کسب بازده یا پاداش سرمایه گذاری موجب می شود تا سرمایه گذاران مصرف در آینده را به مصرف فعلی ترجیح دهند. اغلب از بازده در جهت معرفی بازده سرمایه گذاری در یک دارایی در طول یک دوره زمانی که به آن بازده دوره نگهداری می گویند استفاده می شود و آن عبارتست از تغییرات قیمت و جریانات نقدی حاصل از آن دارایی طی دوره سرمایه گذاری. این میزان تغییرات را بر حسب درصد بیان می کنند که نشان دهنده درصدی از مبلغ سرمایه گذاری است و به آن نرخ بازده سرمایه گذاری می گویند. نرخ بازده عامل بسیار مهمی در تصمیم گیری های مالی جهت سرمایه گذاری به شمار می رود. بازده معمولاً از دو بخش تشکیل می شود:
سود دریافتی2 : مهمترین جزء بازده سودی است که به صورت جریانات نقدی دوره ای سرمایه گذاری بوده و می تواند به شکل بهره یا سود تقسیمی باشد. ویژگی متمایز این دریافت ها این است که منتشر کننده، پرداخت هایی را به صورت نقدی به دارنده دارایی پرداخت می کند. این جریانات نقدی با قیمت اوراق بهادار نیز مرتبط است.
سود (زیان ) سرمایه3 : دومین جزء مهم بازده، سود (زیان ) سرمایه است که مخصوص سهام عادی است ولی در مورد اوراق قرضه بلند مدت و سایر اوراق بهادار با درآمد ثابت نیز مصداق دارد. به این جزء که ناشی از افزایش (کاهش ) قیمت دارایی است، سود ( زیان ) سرمایه می گویند. این سود (زیان ) سرمایه ناشی از اختلاف بین قیمت خرید و قیمت زمانی است که دارنده اوراق قرضه قصد فروش آنها را دارد. این اختلاف می تواند سود یا زیان باشد.
مجموع این دو جزء بازده کل اوراق بهادار را تشکیل می دهد و نرخ بازده اوراق بهادار که معیاری جهت تصمیم گیری سرمایه گذاران جهت سرمایه گذاری است به شرح زیر محاسبه می گردد:
r_it=(( P_it-P_(it-1) )+D_it)/P_(it-1) (2-1)
rit= نرخ بازده یک قلم دارایی
Pit= قیمت سهام در انتهای دوره
Pit-1=قیمت سهام در ابتدای دوره
Dit= سود تقسیمی در طی دوره (ابزری و همکاران،1386)
به طور کلی عواید حاصل از نگهداری یک دارایی در طول یک دوره، بازدهی دوره ی نگهداری نامیده می شود. روش های مختلفی برای اندازه گیری بازدهی حاصل از سرمایه گذاری وجود دارد، از جمله این روش ها می توان به بازده موزون پولی و بازده موزون زمانی اشاره کرد (عبده تبریزی و شریفیان،1387).
منافع حاصل از مالکیت ممکن است به شکلهای مختلفی به سهام داران پرداخت شود که عمده ترین آنها عبارتند از : (گل ارضی،1379، ص53)
سود نقدی؛
افزایش سرمایه از محل اندوخته (سهام جایزه)؛
افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی؛
تجزیه سهام؛
تجمیع سهام؛
برای حالت «1» با استفاده از فرمول 2-3 می توان نرخ بازده هر سهم را محاسبه نمود. برای حالت های «2 و3» فرمول محاسبه نرخ بازده به صورت زیر خواهد بود:
r_it=(D_t+P_t (1+α +β )-(P_(t-1)+ Cα ))/(P_(t-1)+Cα) ×100 (2-2)
که در آن؛
Dt= سود نقدی پرداختی؛
α= درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی؛
β= درصد افزایش سرمایه از محل اندوخته؛
C= مبلغ اسمی پرداخت شده توسط سرمایه گذار بابت افزایش سرمایه از محل آورده نقدی (و مطالبات).
البته، چنانچه زمان وقوع هر یک از حالت های فوق، قبل از پرداخت (برگزاری مجمع) باشد، یا به عبارت دیگر چنانچه مجمع عمومی فوق العاده (در رابطه با افزایش سرمایه ) قبل از برگزاری مجمع عمومی عادی (در رابطه با تقسیم سود )باشد، در آن صورت فرمول، به صورت زیر خواهد بود:
r_it=([(D_t+P_t )(1+α+β)]-(P_(t-1)+cα))/(P_(t-1)+cα)×100 (2-3)
نمادهای به کار رفته همان نمادهایی هستند که در فرمول 2-2 به کار رفته اند. به هنگام تجزیه ی سهام، شرکت تصمیم به کاهش ارزش اسمی می گیرد؛ که در اینصورت تعداد سهام در دست سهام داران به نسبتی که سهام تجزیه شده است، افزایش می یابد و قیمت سهام در بازار نیز به همان نسبت، کاهش خواهد یافت. بازده سهم در چنین شرایطی از رابطه زیر بدست می آید؛
r_it=(〖SP〗_t-P_(t-1))/P_(t-1) (2-4)
که در آن:
S= تعداد سهام جدید می باشد.
«تجمیع سهام» حالتی است که شرکت به دلیل پایین بودن ارزش اسمی، تصمیم به افزایش ارزش اسمی سهام می گیرد. تجمیع یا ترکیب سهام، از یک سو باعث کاهش تعداد سهام شرکت و از سوی دیگر باعث افزایش قیمت سهام در بازار می شود. با توجه به اینکه افزایش قیمت سهام، در چنین شرایطی واقعی نبوده و از تجمیع سهام، ناشی شده است؛ لذا، عامل تعدیل بازده، با « علامت منفی» در رابطه ظاهر می شود:
r_it=([(1-1/Z)(P_t )]- P_(t-1))/P_(t-1) (2-5)
که در آن:
Z= تعداد سهامی است که طبق مصوبه ی شرکت، تبدیل به یک سهم شده است.
2-1-2)طیف تعاریف ریسک و الگوهای فکری ریسک در مدیریت مالی
با بررسی اجمال نظریات مختلف مشاهده می شود که با توجه به دیدگاههای مختلف تعارف متفاوتی از ریسک وجود دارد. صاحب نظران با تکیه بر دیدگاههای مختلفی که نشعت گرفته از اصول حاکم بر مکاتب جامعه شناختی و مدیریتی است تعاریف متعددی که در بر گیرنده نقطه نظرات آنها نسبت به ریسک بوده، ارائه داده اند.
رو4 (1976) در مقدمه کتاب خود یعنی «آناتومی ریسک» بطور مقتصر شیوه تعریف ریسک و مشکلات تحقیقات جاری را که به معرفی تعریفی از ریسک کمک می کند، اینگونه آورده است: «مطمئناً تحلیل یک مفهوم به ظاهر ساده زمانی که انسانها اصالت به عمل می دهند، راه حل چشمگیری بدست نخواهد داد، موضوع ریسک واقعاً بسیار پیچیده است».
تعریف ریسک از دیدگاه نایت5 (1921) نیز دارای چنین احساس مثبت بر عقل گرایی خوشبینانه است. او می گوید ریسک عبارت از موقعیتی است که در آن تصمیم گیرنده سه ویژگی دارد .
درک ساختار مسئله،
عدم درک کامل نتایج انتظار،
توانایی ذهنی جهت تعیین احتمال وقوع هر یک از نتایج مورد انتظار.
در چنین دورانی، یعنی زمانی که عقل گرایی علمی خوشبینانه در اوج حرکت فکری خود بود و اسالت به عمل داده می شد، تعارف ریسک دارای ویژگی های زیر بود:
1 – دیدگاه مثبتی از ریسک ارائه می شود .
در این دیدگاه، دانشمندان ریسک را ناشی از ابهام در موارد مطلوب و نا مطلوب در یک تصمیم گیری می دانند، در حقیقت ریسک از هر عاملی که موجب عدم اطمینان در تصمیم گیری می شود، ناشی می گردد.
2 – قابل اندازه گیری باشد .
ریسک زمانی کاربرد علمی دارد که برای صاحب نظران قابل اندازه گیری باشد، بنابراین ریسک باید به گونه ای تعریف شود که قابلیت اندازه گیری به صورت کمی داشته باشد.
با مرور زمان و تغییر طرز فکر و نگرش جامعه، دیدگاه منفی تر نسبت به ریسک ارائه گردید. در این دیدگاه صاحب نظران بر عوامل نا مطلوب ایجاد کننده ریسک (خسارت و ضرر و زیان ها) بیشتر تأکید داشته و معتقدند که ریسک باید نشان دهنده تاثیر عوامل نا مطلوب در یک تصمیم گیری باشد.
رو(1977) در این دیدگاه ریسک را به شکل زیر تعریف می کند :
«پتانسیلی برای درک نتایج منفی و ناخواسته یک پدیده»
وایلت6 (1901) نه تنها رابطه ریسک با عدم اطمینان را تشریع می کند، بلکه به عنوان نتیجه منفی یک تصمیم نیز می نامد، او ریسک را اینگونه تعریف می کند:
«عدم اطمینان عینی و کمی شده با توجه به وقوع یک حادثه ناخواسته»
و در نهایت دننبری7(1974) با تعریف ریسک به عنوان «عدم اطمینان برای ضرر» به جنبه منفی تری از ریسک اشاره می کند.
شکل شماره یک نشان دهنده طیف تعاریف مختلف از ریسک است.
«دیدگاه منفی» «دیدگاه مثبت»

شکل شماره 2-1: طیف تعاریف ریسک(بقایی،1380)

در یک سوی طیف، تعاریفی که درای دیدگاه مثبت از ریسک است مطرح می شود. در این تعاریف اولا ریسک باید قابل اندازه گیری بوده و ثانیا تمام عوامل مطلوب یا نا مطلوب، با توجه به توزیع احتمال وقوع پدیده، مورد توجه قرار گیرد . در سوی دیگر طیف تعارفی که دارای دیدگاه منفی نسبت به ریسک است مطرح می شود، در این تعاریف اولاً ریسک باید عینی و کمی باشد، ثانیاً با توجه به توزیع احتمال وقوع پدیده فقط عوامل نامطلوب در ایجاد ریسک مد نظر قرار می گیرد. در میان این دو سوی نیز تعاریفی وجود دارد که از نقاط مشترک دو دیدگاه استفاده می کند.
بر اساس مطالب مطروحه الگوهای فکری که می توان بر اساس آن ریسک را تعریف، ارزیابی و تخمین زد، عبارتند از:
الف-تغییر پذیری در اندازه شاخص
در این الگوی فکری، ریسک به منزله ی تغییر پذیری در کل محدوده شاخص مورد نظر (محدوده مطلوب یا نا مطلوب) است. بطور مثال، زمانی که از بازده صحبت می کنیم، تغییر پذیری در بازده ( ناحیه مثبت و منفی ) تشریح کننده ریسک است. معیارهای مورد استفاده در مدل هایی که از این الگوی فکری استفاده می کنند عبارتند از:
واریانس
انحراف استاندارد
حدود اطمینان
ب- تغییر پذیری در ناحیه نامطلوب شاخص
شاید این الگوی فکری زاویه واقع بینانه تری از ریسک مطرح کند. در این الگوی فکری احتمال وقوع نتایج منفی یک سرمایه گذاری، عامل تشریح کننده ریسک به شمار می رود. معیار های مورد استفاده در مدل هایی که از این الگوی فکری تبعیت می کنند عبارتند از:
نیم واریانس
توزیع احتمال ضرر
حداقل کردن احتمال ضرر
ج-تغییر پذیری نسبت به اندازه آرمان هر شاخص
در این الگوی فکری، ابتدا تصمیم گیرنده باید اندازه آرمان شاخص را تعیین و سپس تغییر نا پذیری شاخص نسبت به اندازه مشخص شده را به عنوان اساسی برای تعریف، ارزیابی و تخمین ریسک مد نظر قرار دهد. معیار های مورد استفاده در مدل هایی که از این الگو تبعیت می کنند عبارتند از:
ماکزیمم کردن احتمال بازده آرمان
نیم واریانس بازده آرمان
توزیع احتمال بازده های زیر آرمان
(بقایی،1380)
2-1-3)ریسک8 وانواع آن
زیان بالقوه قابل اندازه گیری یک سرمایه گذاری را ریسک می نامند. در فرهنگ و بستر ریسک به معنی شانس و احتمال آسیب و یا زیان و ضرر تعریف شده، و تعریف مالی و مقداری ریسک، توزیع احتمال بازده هر سرمایه گذاری می باشد. در فرهنگ مدیریت رهنما ، در تعریف ریسک آمده است:« ریسک عبارت است از هر چیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت ، موسسه یا سازمانی را تهدید می کند.» وستون وبریگام در تعریف ریسک یک دارایی می نویسند: ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی. «نیکلز» مفهوم ریسک را از ابعاد مختلف مدنظر قرار داده وآن را از نظر مفهومی به دو دسته تقسیم می کند. وی معتقد است واژه ریسک به احتمال ضرر، درجه احتمال ضرر، و میزان احتمال ضرر اشاره دارد. در این راستا ریسک احتمال خطر هم احتمال سود و هم احتمال زیان را در بر می گیرد. در حالی که ریسک خالص صرفاً احتمال زیان را در بر می گیرد و شامل احتمال سود نمی شود، مانند احتمال وقوع سیل.
هر نوع سرمایه گذاری با عدم اطمینان هایی مواجه می گردد که بازده سرمایه گذاری را در آینده مخاطره آمیز می سازد. ریسک یک دارایی سرمایه ای بدین خاطر است که این احتمال وجود دارد که بازده حاصل از دارایی کمتر از بازده مورد انتظار است. بنابراین ریسک عبارتست از احتمال تفاوت بین بازده واقعی و بازده پیش بینی شده و یا می توان گفت ریسک یک دارایی عبارتست از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی. وستون بریگام، ریسک یک دارایی نظیر اوراق بهادار را تغییر احتمال بازده آتی ناشی از دارایی می داند. بنابر این با معیار پراکندگی بازده دارایی، ریسک را می توان انحراف معیار نرخ بازده تعریف نمود. پس می توان پراکندگی بازده های ممکنه از بازده مورد انتظار را با واریانس محاسبه وبعنوان یک معیار از ریسک تلقی نمود.
در یک تعریف کلی می توان چنین بیان داشت که « نوسان پذیری بازده سرمایه گذاری را ریسک سرمایه گذاری می نامند». به عبارت دیگر، هر قدر بازده یک قلم سرمایه گذاری بیشتر تغییر کند، سرمایه گذاری مزبور ریسک بیشتری دارد. معیاری که جهت اندازه گیری تغییرات نرخ بازده از آن استفاده می شود، انحراف معیار نام دارد و به شرح زیر محاسبه می شود:
σ= ∑_(i=1)^n▒〖 (R_i-¯R)〗^2 P_i (2-6)
σ= انحراف معیار ( شاخص ریسک سرمایه گذاری )
Ri = بازده دارایی در حالت i ام
= ¯Rمتوسط نرخ بازده دارایی
Pi= احتمال پیشامد حالت iام
(ابزری و همکاران،1386)
2-1-3-1)رویکرد بنیادی

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید