دانشگاه آزاد اسلامي واحد ايلام
گروه معماري
(پايان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسي)
عنوان پايان‌نامه:
دانشکده معماري
استاد مربوطه:
جناب آقاي مهندس افشار
دانشجو:
زهـره سهيلي
تابستان1393
اينجانب اين رساله راهرچند اندک وکم درمقابل درياي عظيم علم ومعرفت،
تقديم به مهربان فرشتگاني ميکنم که در اين راه مرا ياري کرده اند
وبرايشان ازخداوند متعال آرامش را آرزومند هستم.
لازم ميدانم تا بدينوسيله از زحمات بي دريغ،
تلاشهاي بي وقفه وراهنمايي هاي ارزشمند جناب آقاي مهندس افشار در راستاي انجام اين پرو‍‍‍‍ژه در طول يک ترم گذشته تشکر وقدر داني نمايم.
اقرارنامه
اينجانب زهره سهيلي اعلام مي‌دارم که تمام فصل‌هاي مختلف اين رساله واجزاء مربوط به آن براي اولين بار وتوسط شخص خودم انجام پذيرفته است.
برداشت از نوشته‌ها،اسناد،مدارک وتصاوير پژوهشگران حقيقي ياحقوقي باذکرمأخذکامل وبه شيوه تحقيق علمي صورت گرفته است. بديهي است درصورتيکه خلاف مواردفوق اثبات شودمسئوليت آن مستقيماًبه عهده اينجانب است.
بسمه تعالي
دانشگاه آزاد اسلامي واحد ايلام شماره:
دانشکده فني و مهندسي تاريخ:
پيوست:
صورتجلسه دفاع از پروژه پاياني کارشناسي پيوسته معماري
(فرم شماره 4)
جلسه دفاع از پايان نامه خانم / آقاي
دانشجوي کارشناسي پيوسته معماري دانشگاه آزادايلام در تاريخ
/ / برگزار گرديد. ايشان با اخذ نمره به حروف در مقطع کارشناسي پيوسته معماري دانش آموخته شدند.
استاد راهنما
هيئت داوران:



رياست جلسه داوري:
مدير گروه معماري:
اين صورت جلسه در سه نسخه تنظيم گرديده است. دانشجو موظف است در هنگام ثبت نمره دو نسخه از آن را به مدير گروه و يک نسخه را به مسئول پايان نامه ها ارائه نمايد و کپي آن را نيز براي خود نگه دارد
ثبت نمره نهايي توسط اموزش کل تاريخ فارغ التحصيلي دانشجو مي باشد. بنابرين جلسه دفاع يکي از ارکان فارغ التحصيلي دانشجو مي باشد.
فهرست مطالب
عنوانصفحه
چکيده1
مقدمه2
فصل اول : کليات وتعاريف
1-1- آموزش عالي4
1-1-1- دانشگاه4
1-1-2- دانشکده4
1-2- رمز پردازي (سمبوليسم)4
1-2-1- عرفان4
1-3- هنر4
1-3-1- هنر هاي تجسمي5
1-3-2- هنر هاي تجسمي5
1-4- تعريف معماري5
1-4-1- بس‌گونه‌گي معماري5
1-5- معماري و هنر6
1-6- معماري و مهندسي8
1-6-1- کارايي9
1-7- انواع معماري9
1-7-1- معماري مردمي9
1-7-2- معماري بومي10
1-7-3- معماري روحاني (مذهبي)10
1-7-4- معماري يادماني (مونومنتال)10
1-7-5- معماري مفيد فايده (کارکردي)11
فصل دوم : بررسي نمونه ها ي مشابه
2-1- نمونه هاي خارجي13
2-1-1- مدرسه پاوهاوس15
2-1-2- مدرسه هنر و معماري دانشگاه ييل15
2-1-3- دانشگاه هاروارد17
2-1-4- دانشگاه آکسفورد20
2-2- نمونه داخلي23
2-2-1- دانشگاه تهران23
2-2-2- هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان26
فصل سوم : مباني نظري طرح
3-1- تاريخچه و تحول آموزش عالي ايران از آغاز تا وقوع انقلاب اسلامي29
3-1-1- تاريخچه ي آموزش عالي در ايران29
3-1-2- پيش از اسلام30
3-1-3- دوران اسلامي30
3-1-4- دوره معاصر31
3-2- اولين دانشگاه جامع ايران32
3-4- نظام آموزش عالي نوين در ايران35
3-4-2- ايجاد مدارس ديگر37
3-4-3- مديريت مراکز آموزش عالي از دارالفنون تا تأسيس دانشگاه تهران37
3-5- تحول دانشگاه ها از تأسيس دانشگاه تهران تا پيروزي انقلاب اسلامي38
3-5-1- نحوه ي تأسيس دانشگاه تهران38
3-5-2- تأسيس دانشگاه هاي شهرستان ها40
3-6- تاريخچه اولين دانشگاه جهان در ايران41
3-6-1- استادان‌ مدرسه‌ و بيمارستان‌ جندي‌ شاپور (عهد ساساني‌)45
3-6-2- استادان‌ جندي‌ شاپور در دوران‌ اسلامي‌45
3-7- مروري بر شيوه هاي آموزش هنر در ايران47
3-7-1- شيوه هاي سنتي آموزش هنر47
3-7-2- شيوه هاي نوين آموزش هنر48
3-7-3- سر چشمه هاي هنر48
3-7-4- ارکان و ويژگيهاي هنر48
3-7-5- هنر شکل گرا ، هنر مفهوم گرا49
3-8- فضاي آموزشي در کشور50
3-9- روند پيدايش و تشکيل مسجد – مدرسه ها50
فصل چهارم : بستر طرح ومطالعات سايت
4-1- استان ايلام54
4-1- 1- بررسي موقعيت شهرستان ايلام54
4-1-2- وضعيت اقتصادي54
4-1-3- بررسي وضعيت اقليمي استان ايلام55
4-2- بررسي هاي جغرافيايي59
4-2-1- وضعيت جغرافيايي سياسي استان ايلا59
4-2-2- جغرافياي طبيعي استان ايلام60
4-3- پيشينه تاريخي (ايلام در گذر زمان)64
4-3-1- دوران قبل از اسلام64
4-3-2- دوران قرون اسلامي69
4-4- جغرافياي انساني71
4-4-1- جمعيت71
4-4-2- نژاد72
4-4-3- زبان72
4-4-4- دين ومذهب74
4-4-5- منابع اقتصادي74
فصل پنجم : استانداردها وريز فضاها
5-1- برنامه فيزيکي76
5-1-1- آمار جمعيت دانشجويي76
5-1-2- حوزه بندي فعاليت هاي دانشکده78
5-2- استانداردها80
5-2-1- ساختمان کلاسهاي نظري81
5-2-2- ساختمان آتليه ها84
5-2-3 – نمايشگاه84
5-2-4- – حوزه کمک آموزشي84
5-2-3-1- شکل اساسي85
5-2-4- سالن حضار86
5-3- پژواک (آکوستيک)86
5-4- اصول کلي در طراحي آمفي تئاتر86
5-5- کارگاه ها87
5-5-1- برخي ملاحظات در ساختمان ها ي کارگاهي87
5-6- کتابخانه88
5-7- ضوابط و معيار هاي طراحي دانشکده معماري89
5-7-1- عملکرد ها89
5-7-2- آموزشي-?تئوري90
5-7-3- آموزشي- عملي93
فصل ششم : سير تکوين ايده وروند طرح
6-1- ايده قبل از فرم99
6-2- روند شکل گيري حجم99
فصل هفتم : آلبوم نقشه ها وتصاوير مربوط
منابع و ماخذ118
چکيده
بديهي است که مسئله آموزش ،مسئله وسيع و پيچيده اي است که نقش تعيين کننده اي در سطح دانش و رشد و اعتلاي فرهنگ هر جامعه دارد. کيفيت مطلوب آموزش وابسته به شيوه صحيح آموزش و داشتن فضا هاي آموزشي مناسب مي باشد . داشتن فضاهاي آموزشي مطلوب و نحوه خلق فضايي متناسب و پاسخگوي نيازها ، احتياج به شناسايي اجزا و موقعيت کاربردي آنها ، سبکهاي معماري ، بررسي فضا ها و اجسام مورد نياز آنها ، روابط صحيح فضاها و ترکيب هوشمندانه آنها و تعيين طرح نهايي بوده و يک بررسي و تجزيه و تحليل دقيق و همه جانبه اي را مي طلبد .
نقش آموزش در توسعه جامعه بسيار مهم است و مقوله اي است که نه تنها ريشه در فرهنگ چند هزار ساله ايران دارد ، بلکه توصيه هاي فراواني به آن در دين مبين اسلام شده است .
در بين شهرهاي ايران ،اصفهان شهري است که در آن علم و هنر با هم آميخته و آنرا نمايانگر کمال و شکوفايي و نبوغ معماري و شهرسازي ايران نموده است که در بين اين آثار معماري مدارس و نقش آنها بسيار چشمگير است که اين امر به دليل اهميت آموزش و علم مي باشد.
فضاهاي آموزشي يکي از حوزه هاي معماري محيطي هستند که نقش عمده اي را در يک جامعه ايفا مي نمايد . به نظر مي رسد در شهر – موزه بي همتا ي اصفهاني که سبب آثار هنري و معماري خود به نصف جهان مشهور شده جاي فضايي منسجم و آموزشي به عنوان دانشکده هنرهاي زيبا خالي باشد.مکاني که مي توان در سطح استان جاي خود را باز کرده و باعث بالا رفتن سطح شناخت و شکوفايي استعدادهاي دانشجويان هنر مي گردد همچنين فقدان فضاهاي آموزشي منسجم در رشته هاي هنر و پراکندگي دانشکده هاي هنر در سطح شهر و معضلات و مشکلات موجود در شهر مهم و استراتژيکي ايلام ، نگارنده را بر آن داشت تا با مطالعه مباحث نظري مربوطه ،در پي ايجاد راه حلي در جهت طراحي مجموعه اي که بتواند پاسخگوي نيازاهاي دانشجويان هنر باشد بپردازد که در عين ايجاد فضائي فرح بخش ، پاسخگو به استعداد هاي دانشجويان باشدشايان ذکر است هنر داراي زمينه هاي نامحدودي در شاخه ها و زير شاخه هاي متعدد مي باشد که در اين طرح تنها به رشته هاي معماري پرداخته شده است.
مقدمه
در تحقيقاتي که توسط محققين ، جامعه شناسان و اقتصاد دانان در زمينه عقب ماندگي کشور هاي توسعه نيافته انجام شده ، آنچه بيشتر جلب نظر مي کند فقدان آموزش کافي ، خصوصاً آموزش عالي به صورت برنامه ريزي شده مي باشد. در اين تحقيقات عامل عمده نارسايي ها و کمبود ها در زمينه هاي فرهنگي ، صنعتي واقتصادي کمبود آموزش بزرگسالان تشخيص داده شده است . آموزش بزرگسالان در زمينه هاي ذکر شده نه تنها باعث ارتقاء سطح فرهنگي جامعه مي شود ،بلکه سطح آگهي جامعه را از علم تکنولوژي روز بالا مي برد در کشورهاي توسفته ، دانشگاه بعنوان يک مرکز تحقيقاتي- پژوهشي سرچشمه نوآوري ها و خلاقيت ها بوده و در رابزه با صنعت و تکنولوژي روز، در جامعه به کار گرفته مي شود. در حالي که در کشورهاي توسعه نيافته ، فقدان آموزش و پژوهش کار آمد ( علاوه بر برنامه ريزي هاي ناصحيح)باعث عقب ماندگي صنعتي و در نتيجه عقب ماندگي اقتصادي – اجتماعي شده است.
در اين راستا آموزش رشته هاي هنري ، بيش از پيش اهميت پيدا مي کند و پذيرش و تعليم دانش پژوهان و هنر جويان . دقت نظر و توجه بيشتري را مي طلبد. تربيت نيروي انساني خصوصاَ قشر هنرمند در کنار ساير رشته ها،باعث رشد و اعتلاي فرهنگ ، بهبود رواني و دانش اجتماعي شده و در نتيجه يکي از پر قدرت ترين و قابل اعتماد ترين روش هاي توسعه حاصل مي گردد.
فصل اول :
کليات وتعاريف
1-1- آموزش عالي
به آموزش بعد از دبيرستان گويند و به عالي ترين سطح تحصيلي اطلاق ميشود و به دوشکل کوتاه مدت ( فوق ديپلم ) و بلند مدت ( کارشناسي و کارشناسي ارشد ) مي باشد.
1-1-1- دانشگاه
محل دانش . اصطلاحأ موسسه اي که تعليم درجات عاليه و فنون و ادبيات و فلسفه و هنر کند .
1-1-2- دانشکده
خان? علم . محل دانش . جاي دانش . اصطلاحأ نامي که به هر شعبه از شعب دانشگاه داده شده است.
1-2- رمز پردازي (سمبوليسم)
معناي باطي که مخزون در تحت کلام ظاهري است که غير اهل را بدان دسترس نيست .
1-2-1- عرفان
عرفان ، شناسايي و مراد ، شناسايي حق است و نام علمي است از علوم الهي که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات است.
علم عرفان يکي از علومي است که در دوران اسلامي گسترش و تکامل يافته است . براي آن دو وجه فرهنگي و اجتماعي قائل شده اند. وجه فرهنگي آن همان عرفان است و اهل آن را عارف مي خوانند ؛ وجه اجتماعي آن تصوف است که اهل آن را صوفي مي خوانند.
1-3- هنر
هنر در واقع به معني آن درجه از کمال آدمي است که هوشياري و فراست و فضل و دانش را در بر دارد و نمود آن ، صاحب هنر را برتر از ديگران مينمايد .
1-3-1- هنر هاي تجسمي
از نظر کانت هنرهاي تجسمي ،هنرهاي واقعيت هاي حسي هستند و با مکان واقعي چيز هاي مادي سرو کار دارند مانند نقاشي و مجسمه سازي .
1-3-2- هنر هاي تجسمي
درهنرهاي کاربردي بيش از آنکه به جنبه صرفأ هنري و زيبا شناسانه آنها توجه شود ، جنبه مفيد بودن آنها مد نظر است.مانند طراحي صنعتي و صنايع دستي.
1-4- تعريف معماري
معماري (به انگليسي: Architecture) يا مهرازي هنر و فن طراحي و ساختن بناها، فضاهاي شهري و ديگر فضاهاي دروني و بيروني براي پاسخ هم‌آهنگ به نيازهاي کارکردي و زيباشناسانه است.
معماري، سبک طراحي و شيوه ساخت و ساز ساختمان‌ها و ديگر ساختارهاي فيزيکي است.
بايد معماري را از مهندسي سازه و ساخت و ساز متمايز ساخت. گرچه بسياري از بناها (نظير خانه‌ها و مکان‌هاي عمومي) کاملا در حيطه دانش معماري‌ست، برخي سازه‌ها و بناهاي ديگر (مثل يادمان‌ها، پل‌ها، کارخانه‌ها و غيرو) وجود دارند که در مرزي بين معماري و مهندسي يا معماري و هنر قرار مي‌گيرند.
1-4-1- بس‌گونه‌گي معماري
به گفته موتيسوس، معماري وسيله واقعي سنجش يک ملت بوده و هست 1 و از آنجايي که” معماري” يکي از مظاهر بيروني فرهنگ يک جامعه است نماد مناسبي براي مطالعه “فرهنگ” آن جامعه محسوب مي‌شود و هر فرهنگ داراي معماري مختص به خود است.دورافتاده‌ترين قبايل نيز چادرها، کلبه‌ها، تزيينات و شيوه مجتمع‌سازي مربوط به خود را دارند.
شکل نهايي معماري هر فرهنگ و تمدن نتيجه عوامل اقليمي (آب و هوا، پستي‌ها و بلندي‌ها و مصالح موجود)، پيشرفت‌هاي تکنيکي، وجود نيروي کار و نهادهاي اجتماعي، عقايد مذهبي و نظريه‌هاي علمي است. با اين حال برخي عوامل در بيش‌تر جوامع وجود دارند. عواملي که معمولاً با نيازهاي بدن انسان مرتبط‌اند.
محافظت در برابر اتفاقات هواشناختي، مقياس خاص عناصر معماري -در تناسب با بدن انسان-، منبع گرما، مکان مناسب براي ذخيره غذا و پيش‌بيني نيازهاي بهداشتي از عواملي‌اند که در فرهنگ‌هاي مختلف وجود دارند. ولي هر فرهنگ با توجه به اولويت‌هايش، رابطه‌اش با طبيعت و درکش از بدن انسان، به اين نيازها پاسخ مي‌دهد.
1-5- معماري و هنر
ارکستر فيلارمونيک والت ديزني اثر فرانک گري
معماري يک هنر اجتماعي است. معماران گاه بناهايي را با ايده‌هاي شخصي طراحي مي‌کنند و حتي مي‌سازند، ولي بيشتر ساختمان‌ها با توجه به نيازهاي اجتماعي طراحي مي‌شوند. معمولاً از معماران انتظار مي‌رود که يک ساختمان مشخص را در يک مکان مشخص طراحي کنند. در روند ساخت يک ساختمان افراد زيادي درگير مي‌شوند؛ به مقدار زيادي سرمايه و منابع و به تخصص‌هاي ديگري به جز معمار نياز است. هم‌چنين قوانين و آيين‌نامه‌هاي ساختماني، تصميم‌گيري‌هاي معمار را محدود مي‌کنند.
در طراحي يک ساختمان معمار تصميم‌گيرنده? نهايي است؛ ولي خواست جامعه، قوانين و درخواست‌هاي کارفرما بر تصميم‌هاي او اثر مي‌گذارد. اتفاقي مشابه نيز در مورد ظاهر و نماي ساختمان‌ها مي‌افتد. حتي امروزه که از تجربه‌هاي جديد و ناآشناي ظاهري استقبال مي‌شود، در بسياري از شهرها به ويژه شهرهاي تاريخي مقرراتي وجود دارد تا ساختمان‌هاي جديد در قالب شهري جا بيفتند و از يک زبان مشترک ظاهري پيروي کنند.
گرچه محدوديت‌هايي که توسط عوامل بيروني بر تصميم‌گيري معمار اثر مي‌گذارد در ميان بيشتر معماران، يک واقعيت پذيرفته شده‌است؛ ولي در تاريخ معمارهاي مهم و معروفي نيز وجود داشته‌اند که بر روي کاغذ و بدون توجه به نيازهاي جامعه يا حتي قوانين فيزيک، کار کرده‌اند؛ مانند جيواني باتيستا پيرانسي و آنتونيو سنت-اليا. اين نوع معماران گاه به تمسخر معمار کاغذي ناميده مي‌شوند.
با اين همه نبايد خواست اجتماع را به ديده يک مانع در برابر اهداف هنرمندانه معمار نگريست. بيش‌تر معمارها به اين درخواست‌ها به عنوان شرايط طبيعي يک مسير هنري نگاه مي‌کنند.
معماري به عنوان علم و هنر بارها در گذشته مورد بحث و مجادله بوده است. بيشتر مردم اتفاق نظر دارند که معماري هر دوي اينها است، اما (چه ميزان هنر) و (چه ميزان علم) يا برتري يک عامل بر ديگري در طول زمان بر حسب وضعيت‌هاي مختلف، متفاوت بوده است. اين موضوع بحثي هميشگي است که اغلب تضادها و ستيزهاي سختي را در ميان معماران به همراه داشته است. معماران متمايل به (فرم) و (جاذبه بصري) اغلب معماري را براي خود مطالبه مي‌کنند. در حالي که معماران متمايل به (برنامه‌ريزي)، (سير از سؤال به جواب)، (موضوعات اجتماعي) يا (معماري خورشيدي) اغلب در برابر گروه فرم‌گرا، موضعي دفاعي پيش مي‌گيرند. براي درک توده و حجم معماري، هنر از علم لطيف‌تر است. بدون تأمل و تفکر در تأثيرات هنر، که بسيار گسترده و نامحسوس است، عموماً نمي‌توان تأثيرات بي‌واسطه و محسوس علم را بر زندگي خود دريافت کرد. علاوه بر اين، عموماً در تعريف هنر ميان افراد جامعه توافق نظري مشاهده نمي‌شود، در صورتي که در پذيرش و تصديق هنر، اتفاق نظر وجود دارد.
1-6- معماري و مهندسي
همان‌گونه که معماري رابطه‌اي مشخص با هنرهاي زيبا دارد، رابطه مشخصي هم با مهندسي دارد. معمار مي‌تواند نقش يک مهندس را بازي کند اما نبايد فراموش شود که هر يک از اين دو حرفه، تعريف مشخصي دارند. بيش‌تر ساختمان‌هاي تاريخي که مورد تحسين واقع شده‌اند به دست اشخاصي ساخته‌شده‌اند که هم معمار و هم مهندس بوده‌اند. هر بنا نياز به پيش‌بيني‌هاي تکينيکي دارد که کار مهندس است. در حالي‌که معمار علاوه بر ديدن اين نيازها، بايد فراتر رود و معنا، حس يا ايده‌اي را منتقل کند. براي مثال يک بناي مذهبي مثل کليسا بايد بيان‌کننده يک نظم کيهاني، منتقل‌کننده احساس ايثار و حتي آموزش‌دهنده ايمان و فلسفه مذهبي از لابلاي ريختها و تزئينات باشد. يک ساختمان حکومتي هم بايد داراي شخصيت خاص باشد و بازديدکنندگان (يا شهروندان) را به يک رفتار مورد انتظار وادارد. خانه‌ها نه تنها عمل‌کردي و ايمن بلکه بايد داراي شخصيتي گرم و خانگي باشند. اين اهداف و سياست‌ها توسط فرهنگ يا حتي خود شخص سازنده تعريف مي‌شود و در حوزه کاري معمار (و نه مهندس) قرار دارد.
برخي معماران بارها عنوان کرده‌اند که يک بناي کارکردي و ايستا ذاتاً زيبا و مطلوب است و معماري بايد تنها به عنوان شاخه‌اي از مهندسي شناخته شود. با اين همه اين ديدگاه منتقدان بسياري دارد و بناهاي کمي واقعاً با در نظر داشتن اين تئوري، طراحي و ساخته مي‌شوند.
ويترويوس کتاب “درباب معماري” به امپراتور آگوستوس تقديم مي‌کند.
حدود ?? سال قبل از ميلاد، ويترويوس معمار رومي چيزي را که امروز نخستين کتاب باقي‌مانده در باب معماري شناخته مي‌شود را نوشت. اين کتاب به عنوان تنها نوشته درباره معماري يونان و روم باستان از اعتبار والايي در ميان معماران بهره‌مند بوده و براي قرن‌ها مأخذ اصلي بيش‌تر نظريه‌هاي معماري به شمار مي‌رفته‌ است.
1-6-1- کارايي
(به لاتين: utilitas) و زيبايي (به لاتين: venustas) تقسيم‌بندي کرد. اين رده‌بندي براي قرن‌هاي زيادي بين معماران کاملاً پذيرفته شده بود. هر کدام از اين عبارت‌ها به اشکال گوناگون ترجمه و تفسير شده‌اند؛ معناي آنها در طول زمان تغيير کرده و اهميت آنها به چالش کشيده شده‌ است؛ تا جايي که برخي پيش‌نهاد کرده‌اند يکي از اين سه کيفيت مي‌تواند نتيجه طبيعي دوتاي ديگر باشد. با اين همه اين سه کيفيت براي قرن‌ها اصول معماري و به ويژه معماري غربي را تبيين کرده‌اند و هنوز از آنها به عنوان چارچوبي براي بررسي خوب يا بد بودن معماري استفاده مي‌شود.
1-7- انواع معماري
1-7-1- معماري مردمي
– معماري طبيعي و محلي يک سامان
– قابليت انتقال به مکاني تازه با ويژگيهاي اقليمي متفاوت
– انطباق با شرايط جديد در قالب سبکي نو،‌ مايه گرفته شده از سبک ماقبل خود
– باعث ايجاد ساختمانهاي عمومي ساده (کليسا، کارگاه، انبار، اصطبل صحرايي و …)
– طراحي حداقل فرم معمارانه
– عمده تمايز ساختمان‌ها در جزئيات و تزئينات
– معماري مردمي در جستجوي تأمين رفاه و آسايش ساکنان خود مي‌باشد
1-7-2- معماري بومي
– روش طراحي عموميت يافته‌اي که از معماري مردمي زائيده شده است
– شکل پيشرفته معماري طبيعي يک خطه معين که در ارتباط با آب و هوا،‌ فرهنگ و
– مصالح ساختماني بيان مي‌شود
– سليقه و پسند حدود تناسب و درستي آن را تعيين مي‌کند
– مقياس در اين معماري عاملي تعيين کننده است
– معماري بومي، با مردم همزاد و با محيط همساز مي‌باشد
– اين معماري بيش از آن‌که درخور تحسين باشد، شايسته دوست داشتن است
1-7-3- معماري روحاني (مذهبي)
– براي کارفرماياني روحاني و تصوري که انسان‌ها نماينده آنها هستند،‌ ساخته مي‌شود
– معماري روحاني بازتاب شرايط روحي مردمي است که آن را مي‌سازند
– معماري روحاني با خواستها و آمال اشخاص و گروههاي خاص بستگي دارد
– انديشه ايجاد يزي که مافوق و وراي توان ساختماني بشري باشد، باعث تأمين اقلام مالي
1-7-4- معماري يادماني (مونومنتال)
– گرايش بر به ياد ماندن و جلوه‌هاي جاودان داشتن باعث اين نوع معماري مي‌شود
– در معماري يادماني بنا نهادن مصالح زميني توپر با تعادل ظاهري نامشخص وجود دارد
– تقارن پلان از تقارن استوار اسکلت پيروي مي‌کند
– معماري يادماني بيش از هر چيز در بند دنياي مردگان است و در قلمرو زندگي ممکن است
– در حد احتراماتي که درخور رفتگان است، پيش برود
1-7-5- معماري مفيد فايده (کارکردي)
– در وقف سودرساني است و در آن مطرح شدن عامل کارآيي (فونکسيون) به منزله تمکين
– خارق العاده و به وجود آمدن بيشتر ساختمانهاي قبل ستايش دنيا شده است
– به يک هدف غيرروحاني است
– اين معماري مادي‌گرا مي‌باشد
– معماري مفيد فايده،‌ انعکاس موفقيتهاي که خود به عنوان هدف مورد توجه قرار گرفته باشند،‌است
فصل دوم :
بررسي نمونه ها ي مشابه
از آنجايي که استفاده و دستاوردهاي پيشگامان در همه زمينه ها سبب افزايش دقت و عدم تکرار اشتباهات گدشته مي شود و نيز اينکه آشنايي با پروژه هاي بزرگ معماري همواره باعث ايجاد انگيزه در معماران جوان مي شود در طراحي دانشکده معماري هم سعي مي شود پروژه هاي موفق ومرتبط با موضوع طراحي از ايران و ساير نقاط جهان مورد تجزيه و تحليل و نقد موشکافانه قرار بگيرند.
2-1- نمونه هاي خارجي
2-1- 1- مدرسه پاوهاوس (دساو، آلمان1925-1931) طراح ، والنر گرويپوس
ساختمان مدرسه که از آن به عنوان يکي از نخستين مواردي که در معماري مدرن فرصت بروز يافت ياد مي شود، را والنر گرويپوس طراحي نمود. برونز زوي که يکي از نشانه هاي بارز و قابل تقدير معماري مدرن را ،تجزيه ساختمان به عوامل عملکردي آن مي داند، به اين ساختمان اشاره مي کند.در ساختمان پاوهاوس هر عملکردي مانند تدريس در کلاسها و کار در کارگاهها و اداره ي مدرسه جاي آنکه در پشت نمايي يکدست و يکنواخت همچون بناهاي دوره ي رنسانس پنهان شود. هر يک هويت و شخصيت خود راپيدا کرده است. از ديگر عوامل قابل ذکر رد طرح و اجراي پاوهاوس مي توان به استفاده از مصالح ساختماني جديد و همکاري پاوهاوسيان در طرح خود ساختمان و معماري داخل آن و حتي ميز و صندلي و چراغها اشاره نمود.
مدرسه پاوهاس
هر يک از بخش هاي اين ساختمان که دربرگيرنده ي عملکردي خاص است ، در فضا به مکعبي مناسب اين عملکرد ترجمه شده و ترکيب اين مکعب ها حجم کلي اين ساختمان را به وجود آورده است. پاوهاوس را مي توان ترجمان کاملي به صورت مناسبات کالبدي از سازماندهي يک مجتمع آموزشي و همچنين نمايش روحيه ي ساختمان به زبان معمارانه دانست .
هدف اصل معمار ترکيب قسمتهاي مختلف با يکديگر و پديد آوردن مجموعه اي واحد بود بي آنکه شرايط کار يکي از آنها موجب مزاحمت و وقفه ي کار ديگري شود. خود پاوهاوس در کانون اين مجموعه ساخته شد که شامل آتليه ها ، تالارهاي نمايشگاهي کلاسها و تالارهاي سخنراني بود. خانه و کارگاه دانشجويان در ساختمانهاي شش طبقه ساخته شد که بيست و هشت اتاق داشت و هر اتاق واجد کارگاهي خصوصي براي محصل بود و بالکني کوچک داشت که کف آن از صفحه اي نازک از بتن مسلح ساخته شده بود.
راهرويي سرپوشيده اين ساختمان شش طبقه را به ساختمان اصلي مربوط مي کرد در کنار اين راهرو تالار احتماعات ، سالن غذا خوري و آمفي تئاتر مدرسه قرار داشت که مي توانستند به يکديگر ارتباط يابند. بناي پاوهاوس اسکلتي از بتن مسلح داشت. در سراسر نما شيشه يکسره ادامه مي يافت و با نوارهائي نازک که حد طبقات را از يکديگر مشخص مي کرد ترکيب مي شد.
مدرسه پاوهاوس
2-1-2- مدرسه هنر و معماري دانشگاه ييل
(کنه تيکات ، آمريکا 1959-1963) طراح: پل رودولف
پل رودولف معمار آمريکايي که تأثير گذاري لوکوربوزيه بر وي مشهود است. ساختمان مدرسه ي هنر و معماري دانشگاه ييل را نيز باتأثير گرفتن از شيوه ي بروتاليسم لوکوربوزيه، اما با امکانات فراوانتر و طراحي مستقل و با جسارت بيشتر طراحي نمود.
مدرسه هنر ومعماري دانشگاه بيل
در اين ساختمان نه تنها بتن به صورت آشکار به کار گرفته شده بلکه به کمک شيارهاي داده شده بر سطح بتن خشونت سيماي ساختمان افزايش يافته است. همچنين مبالغه در اندازه باعث حجمي به نظر رسيدن ساختمان شده است. براي مثال ، ابعاد تيرها بيش از ميزان واقعي مي باشند و تيرها در دو درجه عمود بر هم در نما آشکار شده اند.
مدرسه هنر و معماري دانشگاه ييل
علاوه بر سيماي بيروني ساختمان ، طراح به سيما و عملکرد دروني آن نيز پرداخته است هر چند اعتقاد بر اين است که سطوح متعدد ساختمان هفت طبقه گيج کننده است اما به علت آنکه هر يک به منظوري خاص و مشخص طرح شده و در جاي خود قرار گرفته است به تنوع فضاي دروني مي افزايد بيشتر سطوح رو به حياطي محصور که از سقف نيمه باز است ، قرار گرفته اند که به اين مدرسه دلباز و دلگشا برخلاف مدارس تنگ و تاريک و قديمي نور مي دهد.
مدرسه هنر و معماري دانشگاه ييل
2-1-3- دانشگاه هاروارد
الف) هسته اصلي دانشگاه
(حياط هاروارد) در حال حاضر فقط تازه واردين با دانشجويان سال اول را جاي مي دهد. واحدهاي مسکوني اصلي که در ساختمان هاي مختلف دور حياط هاروارد قرار مي گيرند اساسا خوابگاه هستند ، ولي در بعضي موارد اطاقهاي نشيمن نيز به اطاقهاي خواب اضافه شده است . دانشجويان سال اول در اطاق غذاخوري مرکزي ،که چند سالن نشيمن و محل بازي دارد ، با هم غذا مي خورند. با وجودي که اطاقهاي درس ، کتابخانه و ديگر خدمات دانشگاه نزديک هم قرار دارند ولي واحد مسکوني بصرفه اختلاط زيادي در خود ندارد. جدايي دانشجويان سال اول از دانشجويان سالهاي بالاتر تا حدودي در دوره تحصيلي نيز منعکس شده است، دانشجويان تازه وارد ناچارند((دوره هاي آموزشي عمومي)) را بگذرانند يعني دوره هايي در علوم انساني ، علوم اجتماعي و علوم طبيعي . اين دوره ها يک وسيله ((جهت ياب)) به شمار مي روند و به عبارتي ديگر در هاروارد سال اول ((توجيهي)) گرچه دانشجويان تازه وارد در سالنهاي سخنراني و در اجتماعات دانشجويي با دانشجويان سالهاي بالاتر ملاقات ميکنند ولي زندگي نزديک به دانشجويان سالهاي بالاتر را حقيقتا از سال دوم در واحهاي مسکوني که به نام (( خانه)) معروفند آغاز مي کنند.
خانه هاي هاروارد از روي طراحي کالج آکسفورد شکل گرفته اند که در آنجا اطاق خواب با تسهيلا تي اضافي نشيمن در دسترس دانشجويان قرار گرفته است خانه ها همچنين کتابخانه ، سالنهاي ناهار خوري و اطاقهاي نشيمن خاص خود را دارند . خانه اغلب اجتماع خاص خود را دارد اين خانه ها همچنان که در آکسفورد معمول است تشکيل يک واحد مسکوني محصور و مستقل به خود را مي دهند ( تاريخ معماري مدرن از انقلاب صنعتي تا 1914 دره شوري ، فرهنگ ، دانشگاه علم و صنعت) .
خانه هاروارد ،مثل شيوه معمول آکسفورد ،حس عضويت در يک اجتماعي قابل شناختن را در دانشجو به وجود مي آورد و به زندگي دانشجو تمرکز ميدهد ولي با اين همه احوال به دليل سيستمهاي آموزشي و اداري ،مثل آکسفورد روي زندگي دانشگاهي اثر بارزي ندارد(قاسمي،1374، دانشکده بين المللي قزوين ،کارشناسي ارشد ،تهران،دانشگاه علم و صنعت).
ب) روابط با دانشگاه
سيستم آموزشي هاروارد بر دوره کنفرانس يا سمينار پايه گذاري شده است هر دوره يا سمينار درجه بندي شده است و کار نهايي دانشجويان بر اساس اين درجات ارزيابي مي شود اين کار يعني اينکه دانشجو بيشتر آموزش و فراگيري اش را در ساختمانهاي مرکزي دانشگاه انجام مي دهد تا در خانه، دانشجويان بيش از آنچه در آکسفورد به نظر ميرسند به کتابخانه هاي مرکزي متکي هستند.
اجتماعات دانشجويان در سطوح دانشگاهي نقش مهمي ايفا مي کنند و اين اجتماعات مايلند بيشتر در ساختمان هاي مرکزي دانشگاه مستقر باشند تا در خانه ها.
تماس سطح اداري با دانشگاه مرکزي خيلي بيش از تماس با دستگاه اداري خانه مسکوني است.دانشجو توسط دانشگاه پذيرفته مي شود ،قرار دوره تحصيلي خود را با قسمت مربوطه اش مي گذارد و شهريه را به دانشگاه مي پردازد(قاسمي،1374،دانشکده بين الملليقزوين،کارشناسي ارشد ،تهران،دانشگاه علم وصنعت).
ج) ارتباط با شهر
هاروارد نيز مثل کالج آکسفورد در بافت کامبريج تداخل يافته است البته حياط به شکل يک وجود جداگانه از بناهاي دانشگاه قرار دارد ولي بسياري از اطاقهاي درس ،سالن هاي سخنراني ،آزمايشگاهها ،تئاترها در امتداد خيابانهاي شهر گسترده شده اند.خانه ها در يک اجتماع يا گروه در امتداد رودخانه شارل(چارلز) قرار گرفته اند چون خانه يک واحد کمتر فشرده تري است تا کالج آکسفورد بنابراين شهر وخدمات آناندکي بيشتر است همچنان که در آکسفورد ديده مي شود دانشجويان براي رفتن از محل سکونت به کلاسهاي درس و بالعکس از شهر مي گذرند. آنها از مغازه ها و شهر استفاده مي کنند و در کافه ها و رستورانهاي شهر گرد مي آيند و محل اجتماعات دانشجويي را در شهر برمي گزينند و پيوسته به سينما و تئاترهاي شهر ميروند. بعضي از فعاليتها حتي به شهر همجوار بوستون هم کشيده ميشود(قاسمي ،1374، دانشکده بين المللي قزوين، کارشناسي ارشد ،تهران،دانشگاه علم وصنعت).
ه) نتيجه
خانه هاروارد با وجود اينکه مثل کالج آکسفورد يکپارچه نيست ولي از وجهه هاي خوب زندگي با جامعه کوچک برخوردار است . يکي از خصوصيات برجسته آن جدائي محل سکونت دانشجوي سال اول از محل دانشجويان سالهاي بالاتر است اين جدائي حتي در انتخاب قسمتي از دوره هاي آموزش عمومي ويژه دانشجويان تازه وارد هم منعکس شده است. روابط دانشجو با فعاليتهاي گسترده دانشگاه به ويژه آموزش و تعليم ، از آنچه که در آکسفورد است خيلي بيشتر مي باشد . ترتيب و قرار بناهاي دانشگاه ، نزديکي بناها به يکديگر ، دسترسي بناها به خدمات شهري را امکان پذير ساخته است. (تاريخ معماري مدرن از انقلاب صنعتي تا 1914 دره شوري ، فرهنگ، دانشگاه علم وصنعت)
2-1-4- دانشگاه آکسفورد
((کالج)) واحد اساسي يا پايه اي از زندگي در آکسفورد است کالج با سوابقي که به قرون وسطي مي رسد پيوسته مي کوشد نمايشگر عقيده اجتماع کاملا فشرده و منطقي دانش پژوهان باشد. کالج آکسفورد از يک محل سکونت بالاتر و بيشتر است . اطاقهاي مطالعه ، نشيمن اغلب به اطاقهاي خواب متصل است . کالج کتابخانه ، نمازخانه ، اطاقهاي عمومي ، تالار غذاخوري و ديگر مکانها ، محلهاي ملاقاتي ويژه با اعضا ، تعليماتي و آموزشي کالج غذا مي خورند در خود کالج اطاق دارند و در آنجا زندگي مي کنند. کالج رييسي دارد بنام سرپرست قسمت ، و او کسي است که در رأس اجتماع کارکنان کالج اداره مي کند و در خانه اي که به کالج متصل است سکونت دارد . کالج همچنين تعدادي اطاق درس و اطاقهاي سمينار ويژه خود دارد مقدار زيادي از تدريس در خود کالج و بعضي اوقات در اطاقهاي استادان يا آموزگاران خصوصي نقشي مهمتر از تدريس کنفرانسي دارد دانشجو در سالنهاي بزرگ سخنراني دانشگاه حضور مي يابد ، اگرچه ممکن است دانشجويي براي تعليم گرفتن خصوصي به کالج هاي ديگر هم برود ولي غالبا در کالج خود تعليم خصوصي را فرا مي گيرد( تاريخ معماري مدرن از انقلاب صنعتي تا 1914 دره شوري، فرهنگ، دانشگاه علم و صنعت)
الف) رابطه با دانشگاه
از سوي ديگر بين هر کالج و ديگر کالجها از يک طرف و بين کالجهاي انفرادي و بقيه دانشگاه از طرف ديگر يک رشته پيوستگي وجود دارد . دانشجويان کالجهاي گوناگون در اجتماعات دانشگاهي که محدوده هاي کالجهاي انفرادي را به هم مربوط مي سازند يکديگر را ملاقات مي کنند آنها ممکن است در کالجي غير از کالج خودشان تعليم خصوصي ببينند . بين تيمهاي ورزشي کالجها رقابت وجود دارد بي ترديد دوستان ، يکديگر را در کالجهاي ديگر ملاقات مي کنند .
دانشجو در فعاليتهاي دانشگاهي شرکت مي جويد ،همچنين در کنفرانسهاي آموزشي يعني هم کنفرانسهاي تحصيلي و هم در تالارهاي سخنراني شرکت مي کند دانشجو ازکتابخانه هاي مرکزي و از کتابخانه هاي تخصصي قسمتها استفاده مي کند وي در پايان سال سوم ( وآخر) در امتحانات دانشگاهي شرکت مي نمايد ولي رويهم رفته در کمتر دانشگاهي مثل هاروارد فعاليت وسيع دانشگاهي داده مي شود ( تاريخ معماري مدرن از انقلاب صنعتي تا 1914 دره شوري ،فرهنگ،دانشگاه علم و صنعت) .
ب) ارتباط با شهر
عليرغم ترتيب کالجها به عنوان يک عنصر جدا از هم و مستقل ،آکسفورد با بافت شهري وارد مي شود کالجها اکثرا در امتداد سه يا چهار خيابان مرکزي سه آکسفورد مستقر شده اند و همين طور بناهاي مرکزي از قبيل کليسا ف کتابخانه ها ، ساختمانهاي اداري و تالارهاي سخنراني . دانشجويان براي خريد به شهر نياز دارند ، آنها از سرويسها و خدمات شهري از قبيل خشک شويي ها ، تعميرگاههاي دوچرخه ، خيابانها و غيره استفاده مي کنند. کافه در شب محل اجتماع دانشجويان است و همين طور رستورانها در شب و ديگر ساعتهاي روز آقايان از پارکها و تئاترهاي شب استفاده مي کنند رودخانه اي که دور آکسفورد را احاطه کرده است در فصل بهار محل گردش ، ملاقات و قايقراني آنهاست. نزديکي ساختمانهاي دانشگاه وکالج به يکديگر ، نمايانگر اين حقيقت است که دانشجويان با پاي پياده مي توانند به دانشگاه و خدمات شهري دسترسي پيدا کنند معذالک اختلاط اجتماعي بين دانشجويان و محل مسکوني طبقه شاغل شهر محدود است (تاريخ معماري از انقلاب صنعتي تا 1914دره شوري ،فرهنگ، دانشگاه علم وصنعت).
ج) نتيجه
اين سيستم يکپارچه که در کالج فردي آن دانشجويان مي خورند ،مي خوابند ،مطالعه مي کنند و همچنين محل ملاقاتشان هم در آن وجود دارد يک حس اجتماعي نيرومندي به وجود مي آورد و بين قسمتهاي گوناگون دانشگاه و شهر ارتباط و دسترسي خوبي وجود دارد.
(تاريخ معماري مدرن از انقلاب صنعتي تا 1914دره شوري ،فرهنگ، دانشگاه علم و صنعت)
پلان جانمايي شهري_دانشگاه آکسفورد
عکس هوايي موقعيت دانشگاه آکسفرود
کانسبت پلان_دانشگاه آکسفورد
2-2- نمونه داخلي
2-2-1- دانشگاه تهران
دانشگاه تهران از يک تعداد اطاقهاي درس و بناهاي اداري در يک فضاي محصور در داخل شهر و بيمارستان هاي آموزشي در جاهاي ديگر شهر و از يک گروه واحدهاي مسکوني مقداري دورتر از محل اصلي دانشگاه تشکيل يافته است واحدهاي مسکوني شامل خوابگاهها ، تسهيلات غذا خوري محدود مطالعه تجمعي هستند اين واحدهاي مسکوني اصولا خوابگاه هستند آنها در محلي دور از قسمتهاي پرجمعيت شهر قرار دارند آنها از خود زندگي اجتماعي با احساس زندگي گروهي به وجود آورده اند( قاسمي 1374 دانشکده بين المللي قزوين، کارشناسي ارشد تهران دانشگاه علم وصنعت) .
الف) رابطه با دانشگاه
بعد مسافت از ايجاد ارتباط بين محل سکونت و محل آموزش جلوگيري مينمايد دانشجويان فقط از خوابگاه به محوطه اصلي دانشگاه در آمد و شد هستند محل آموزش از روي اصول ” دانشکده اي “درست شدهاست هر ساختمان يک دانشکده در خود جاي داده است و هر ساختمان اطاقهاي درس و سالن هاي سخنراني ، آزمايشگاه (در صورت لزوم)، مرکز اداري دانشکده تسهيلات کتابخانه اي و استراحت گاهها را در خود جاي مي دهند . دانشجويان کمتر براي کلاس به دانشکده هاي ديگر مي روند دانشجويان از تسهيلات محدود ورزشي دانشگاه از تالار مرکزي (براي تئاتر ، موسيقي، سخنراني هاي خصوصي) به طور عمومي استفاده مي نمايند کتابخانه مرکزي دانشگاه به علت مشکلات کتاب يابي و کتاب گرفتن کمتر مورد استفاده قرار مي گيرد( قاسمي ،1374، دانشکده بين المللي قزوين،کارشناسي ارشد، تهران،دانشگاه علم و صنعت).
در بناهاي هر يک از دانشکده ها استفاده از تسهيلات عمومي اندکي که وجود دارند محدود است. کتابهاي کتابخانه در دسترس دانشجويان قرار نمي گيرد با وجوديکه دانشکده هاي بيشتري اکنون قرائت خانه ها و طاقچه هاي اضافي جهت کتابهاي مورد نياز تخصيص مي دهند تسهيلات غذاخوري اکنون در بسياري از دانشکده ها موجود است و مورد استفاده قرار مي گيرد ولي استراحت گاههاي از نوع هاروارد يا اطاقهاي عمومي نوع آکسفورد به ندرت ديده مي شود بنابراين سالنهاي ساختمانها و چمن محوطه دانشگاه مرکزي جهت ملاقات دانشجويان مورد استفاده قرار مي گيرند دانشجويان با کار اداري هم در سطح دانشگاه مرکزي زياد تماس دارند( قاسمي 1374،دانشکده بين المللي قزوين،کارشناسي ارشد ،تهران ،دانشگاه علم وصنعت).
ب) ارتباط با شهر
در ظاهر چنين به نظر مي رسد که دانشگاه تهران بايستي با شهر تهران وابستگي نزديکي داشته باشد دانشگاه در شهر قرار گرفته است. اکثريت دانشجويان در شهر زندگي مي کنند و تعداد بسيار زيادي از دانشجويان سواره به دانشگاه مي آيند و به خدمات شهري بسيار وابسته هستند. نبودن يک احساس اجتماعي نيرومند در خود دانشگاه مخالف وجود يک رابطه قوي بين شهر و دانشگاه مي شود (قاسمي،1374،دانشکده بين المللي قزوين،کارشناسي ارشد، تهران،دانشگاه علم وصنعت) .
ج) نتيجه
واحد مسکوني دانشگاه فقط تعداد خيلي کمي از دانشجويان را در خود جاي داده است اين واحد به صورت يک خوابگاه ساخته شده است از محوطه مرکزي دانشگاه بسيار درو است و با آن رابطه سودمندي ندارد. در محوطه مرکزي دانشگاه يکايک دانشکده ها به صورت واحدهاي جداگانه کار مي کنند و حس اجتماعي کمي را در دانشجويان برمي انگيزانند و اين تا حدودي بدين علت است که دسترسي آسان به تسهيلات وجود ندارد از تسهيلات کتابخانه زياد استفاده مي شود حال آنکه از تسهيلات ديگر از قبيل کافه تريا به ميزان محدودي استفاده مي شود همانگونه که مشاهده شد براي طراحي دانشکده دو نوع برخورد وجود دارد ، اول اينکه دانشکده اي مشتمل بر کلاسهاي درس و سالنهاي کنفرانس و … به اضافه محل سکونت دانشجويان به صورت خوابگاهي يا توأما کلاسهاي درس و اطاقهاي استراحت ، وجود دارد. دوم اينکه دانشکده اي به صورت متمرکز که تنها محل تدريس و سالنهاي کنفرانس و …. باشد و خو ابگاهها يا اطاقهاي دانشجويان در محلي نزديک يا به فراخور شرايط دورتر از محل دانشکده در نظر گرفته مي شود هر کدام از اين دو نوع برخورد داراي محاسن و معايبي است که در نمونه ها و نتيجه گيري حاصل از آنها مورد بررسي قرار گرفت حال با توجه به مطالب در طرح مورد نظر موارد زير ملحوظ مي گردد :
در پرديس دانشگاه به لحاظ اينکه تمامي خوابگاهها مختص خانمها مي باشد و خوابگاههاي آقايان در داخل شهر مي باشد و به لحاظ سهولت عبور و مرور و حمل و نقل دانشجويان نيازي به دانشکده اي مشتمل بر خوابگاههاي دانشجويي و دانشکده مورد نظر ندارد.
در پرديس دانشگاه خوابگاههاي دانشجويي (آقايان) از قبل توسط مشاور جا نمائي و بعضا احداث شده اند.
در مجموعه پرديس دانشگاه که شامل تمامي دانشکده ها ، دانشکده علوم تربيتي ،دانشکده فني و مهندسي ،دانشکده علوم انساني ،دانشکده کشاورزي ميباشد فضايي براي دانشکده هنر در نظر گرفته نشده است اما در قسمت شمال سايت زمينهايي جهت طرح توسعه آموزشي پيشنهاد گرديده است که با مشورت با مهندس مشاور پروژه زمين در اين قسمت سايت انتخاب گرديده است.

2-2-2- هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان
در اين بنا ترکيبي از نشانه هاي معماري سنتي و باستاني با پلان و عملکرد جديد ديده مي شود. پلان آن به دليل استفاده از ديوارهاي باربر و تنظيم سازه اي به شکل يکساني تکرار شده است.
اين بنا از دو حجم مجزا تشکيل يافته است بخش اول آن تقريبا مربع شکل با يک حجم بيرون زده نيم دايره و بخش کلاسها به شکل L که ايوان سرتاسري رفيع با ستون هاي بلند ارتباط دهنده اين دو بخش است. اصلي ترين نماي اين بنا نماي جنوبي آن است که در آن نشانه هايي از تأثير ملي گرايي(باستان گرايي) رضاشاهي و معماري سنتي ديده مي شود. از نشانه هاي باستان گرايي آن مي توان از تقارن و تناسب نام برد.
هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان
فصل سوم :
مباني نظري طرح
3-1- تاريخچه و تحول آموزش عالي ايران از آغاز تا وقوع انقلاب اسلامي
پس از بررسي مختصر پيرامون آموزش عالي و اهداف تشکيل



قیمت: تومان


پاسخ دهید