وزارت علوم، تحقيقات و فناوري
دانشگاه شهيد بهشتي
دانشکده علوم زمين
گروه آموزشي سنجش از دور و GIS
پايان نامه جهت اخذ درجه کارشناسي ارشد MSc
رشته سنجش از دور و سيستم اطلاعات جغرافيايي – منابع آب و خاک
عنوان:
شبيهسازي گسترش آتشسوزي با استفاده از مدل
شبيهساز سطح آتش (FARSITE)
(مطالعه موردي: جنگلهاي شهرستان نکا)
اساتيد راهنما:
دکتر علياکبر متکان – دکتر عليرضا شکيبا
استاد مشاور
مهندس بابک ميرباقري
نگارنده
محمد بازاري جامخانه
نيم سال دوم تحصيلي 92-91
با احترام تقديم به
پدرم، پشتيباني محکم و مطمئن
مادرم، مهرباني که عشق ورزيدن را از او آموختم
و همسر عزيزم، نشانه لطف الهي در زندگي من
تقدير و تشکر
شکر شايان نثار ايزد منان که توفيق را رفيق راهم ساخت تا اين پايان نامه را به پايان برسانم.
از اساتيد فاضل و انديشمند جناب آقاي دکتر متکان و آقاي دکتر شکيبا به عنوان اساتيد راهنما و جناب آقاي مهندس ميرباقري به عنوان استاد مشاور که همواره نگارنده را مورد لطف و محبت خود قرار داهاند ،کمال تشکر را دارم .
از خانواده مهربانم که خستگيهاي اين راه را به اميد و روشني راه تبديل کرده در کمال امتنان و افتخار تقدبر و تشکر ميکنم و اميدوارم بتوانم جوابگوي اين همه محبت آنها باشم .
شايسته است که از همکاريهاي دوست بزرگوار جناب آقاي مهندس علايي معاون اداره منابع طبيعي شهرستان نکا، تشکر و قدرداني نمايم.
در پايان از همکلاسيهاي عزيزم، همچنين دوست خوبم آقاي رزمجويي و همه دوستاني که به نوعي اينجانب را در نگارش اين پايان نامه ياري رساندند سپاسگذارم.
چکيده
يکي از معضلات پيشروي مديريت مراتع و جنگلها در نواحي شمالي کشور، آتشسوزيهايي ميباشد که خسارتهاي زيست محيطي و مالي سنگيني را تحميل ميکند. مديريت ريسک آتشسوزي در ارتباط با اقدامات پيشگيرانه ميتواند عرصه طبيعي را از گزند بسياري از زيانهاي ناشي از آتشسوزي محافظت کند. مساحتي از عرصههاي طبيعي که در نتيجه شروع آتشسوزي ممکن است دچار حريق شود موضوعي است که کمتر به آن توجه شده است. بنابراين تحقيق حاضر تلاش دارد روش جديدي را در زمينه پهنهبندي عرصههاي طبيعي از نظر خطر گسترش و وسعت آتشسوزي ارائه کند. به منظور شبيهسازي نرخ گسترش و مساحت دچار آتشسوزي در اين تحقيق از مدل FARSITE که يک مدل برداري بررسي رفتار و گسترش آتش به شمار ميرود، استفاده شد. مدل ماده سوختني به عنوان يکي از ارکان اصلي در شبيهسازي با توجه به شرايط پوشش گياهي منطقه تعيين گرديد. تغييرات محلي سرعت و جهت باد که در نتيجه شرايط توپوگرافي منطقه حادث ميشود، مدلسازي و در FARSITE مورد استفاده قرار گرفت. همچنين به منظور ارزيابي مدل FARSITE در شبيهسازي گسترش آتشسوزي در منطقه مورد مطالعه، از يک مورد آتشسوزي که در منطقه به وقوع پيوست، استفاده گرديد که دقت بدست آمده با استفاده از شاخص کاپا برابر 42 درصد ميباشد. مقايسه و تحليل آتشسوزي شبيهسازي شده با آتشسوزي واقعي، نشان ميدهد مدل FARSITE قابليت شبيهسازي آتشسوزيهاي بالقوه را در عرصههاي طبيعي منطقه دارا ميباشد. بنابراين فرايند پهنهبندي دربرگيرنده شبيهسازيهاي متعددي از گسترش آتشسوزيهاي سطحي بالقوه ميباشد. مقايسه نتيجه نهايي پهنهبندي با سوابق آتشسوزيهاي موجود حکايت از سازگاري اينگونه نقشهها با واقعيت موجود دارد.
کلمات کليدي: جنگل، آتشسوزي، مدل ماده سوختني، FARSITE، شهرستان نکا
1) فصل اول: کليات تحقيق2
1-1) مقدمه2
1-2) بيان مسئله و ضرورت تحقيق4
1-3) سؤال تحقيق5
1-4) اهداف تحقيق5
1-5) ساختار پايان نامه6
2) فصل دوم: پيشينه تحقيقاتي و منطقه مورد مطالعه8
2-1) مقدمه8
2-1-1) پهنهبندي عرصههاي طبيعي از نظر ريسک آتشسوزي8
2-1-2) تحقيقات انجام شده در زمينهي شبيهسازي رفتار و گسترش آتشسوزي………11
2-1-2-1) استفاده از سلولهاي خودکار به منظور شبيهسازي آتشسوزي12
2-1-2-2) استفاده از مدل FARSITE به منظور شبيهسازي آتشسوزي14
2-2) منطقه مورد مطالعه15
2-2-1) پوشش گياهي16
3) فصل سوم: چهارچوب نظري تحقيق20
3-1) مقدمه20
3-2) آتشسوزي20
3-2-1) انواع آتشسوزي21
3-2-1-1) آتشسوزي زميني (داخل خاک)22
3-2-1-2)آتشسوزي سطحي22
3-2-1-3) آتشسوزي تاجي22
3-2-1-4)آتشسوزي تنهاي23
3-3) مدلسازي رفتار آتش22
3-4) سيستمهاي شبيهسازي رفتار آتش23
3-4-1) مدلهاي پيش بيني آتش سوزي و طبقهبندي آنها 23
3-4-1-1) طبقهبندي بر مبناي مدلسازي جريان گرمايي25
3-4-1-1-1) مدلهاي فيزيکي (تئوريکي)25
3-4-1-1-2) مدلهاي نيمهتجربي (نيمه فيزيکي)25
3-4-1-1-3) مدل‌هاي آماري (تجربي)26
3-4-1-1-4) مدل‌هاي احتمالي27
3-4-1-2) طبقهبندي مدلهاي آتشسوزي براساس متغيرهاي مورد مطالعه27
3-4-1-3) طبقهبندي بر اساس سيستم فيزيکي مدل شده27
3-4-1-3-1) مدل‌هاي پيشبيني آتشسوزيهاي سطحي28
3-4-1-3-2) مدل‌هاي پيشبيني آتشسوزي‌هاي تاجي28
3-4-1-3-3) مدل‌هاي پيشبيني آتشسوزي زميني29
3-4-1-3-4) مدل‌هاي پيشبيني آتشسوزي‌هاي نقطهاي29
3-4-2) تکنيکهاي شبيهسازي آتش28
3-4-2-1) سلولهاي خودکار30
3-4-2-2)انتشار موج بيضوي31
3-4-2-2-1)مدل FARSITE31
3-4-3) تکنيک انتشار FARSITE31
3-4-4) مدل رفتار آتش در FARSITE35
3-4-5) پارامترهاي تأثيرگذار35
3-4-5-1)توپوگرافي37
3-4-5-2)پوشش گياهي38
3-4-5-2-1)ميزان تاج پوشش38
3-4-5-2-2)ارتفاع توده جنگل38
3-4-5-2-3)مدل ماده سوختني39
3-4-5-3)شرايط آب و هوايي41
3-4-5-3-1) دما و رطوبت نسبي41
3-4-5-3-2) باد41
3-5) جمعبندي43
4) فصل چهارم: مواد و روشها45
4-1) مقدمه:45
4-2) دادهها46
4-2-1) توپوگرافي46
4-2-2) آب و هوا48
4-2-3) تاج پوشش منطقه48
4-2-4) پراکنش گونههاي درختي50
4-2-5) موانع گسترش آتشسوزي51
4-2-6) نرم افزارهاي مورد استفاده52
4-3) روش تحقيق52
4-3-1) انتخاب مدل ماده سوختني52
4-3-2) مدلسازي جريان باد54
4-3-3) ارتفاع توده جنگل55
4-3-4) شبيهسازي با استفاده از مدل FARSITE56
4-4) سناريوهاي مختلف شبيهسازي گسترش آتشسوزي57
4-5) روش ارزيابي دقت57
4-6) پهنهبندي از نظر وسعت گسترش آتش58
5) فصل پنجم: نتايج و بحث60
5-1) مقدمه60
5-2) اجراي اوليه مدل در شرايط و سناريوهاي مختلف60
5-2-1) شبيهسازي در شرايط يکسان محيطي61
5-2-2) شبيهسازي در شرايط محيطي مختلف و ماده سوختني يکسان63
5-2-3) شبيهسازي در شرايط کاملاً مختلف محيطي65
5-3) شبيهسازي آتشسوزي رخ داده در منطقه مورد مطالعه در آذر ماه 138967
5-4) پهنهبندي از نظر خطر گسترش آتش (وسعت آتشسوزي) 71
6) فصل ششم: جمعبندي و پيشنهادات81
6-1) جمعبندي81
6-2) پيشنهادات82

شکل ‏2-1) موقعيت منطقه مورد مطالعه16
شکل ‏3-1) شبکههاي سلولي در مدل انتشار سلولي29
شکل ‏3-2) انتشار بيضي شکل آتش در طي آتشسوزيهاي تجويزي در يک شرايط يکسان محيطي (Salis,2007)32
شکل ‏3-3) تفسير اصول Huygen با استفاده از امواج بيضي شکل. الف) شرايط محيطي همگن ب) شرايط محلي ناهمگن (Finney, 1998)33
شکل ‏3-4) انتشار موج بيضوي براي هر ورتکس؛ A: معادل 2/1 محور فرعي B: معادل 2/1 محور اصلي و C مربوط به فاصله نقطه آتش تا مرکز بيضي آتش مي‌باشد. (Finney, 2004)34
شکل ‏3-5) تبديل سطح آتش از يک صفحه افقي به يک صفحه منطبق بر سطح زمين35
شکل ‏3-6) مثلث پارامترهاي محيطي تأثيرگذار بر آتش (Countryman, 1972)36
شکل ‏3-7) ارتفاع توده جنگل38
شکل ‏3-8) الگوي روزانه دما و رطوبت نسبي با استفاده از مقادير حداکثر و حداقل براي پنج روز40
شکل ‏3-9) طول، ارتفاع و زاويه زبانه آتش به همراه نقش باد و شيب بر روي آنها41
شکل ‏4-1) نمودار انجام مراحل تحقيق45
شکل ‏4-2) نقشه طبقات ارتقاعي منطقه مورد مطالعه46
شکل ‏4-3) نقشه شيب منطقه مورد مطالعه47
شکل ‏4-4) نقشه جهت شيب منطقه مورد مطالعه47
شکل ‏4-5) موقعيت ايستگاههاي سينوپتيک در مجاورت منطقه مورد مطالعه48
شکل ‏4-6) نقشه ميزان تاج پوشش منطقه مورد مطالعه49
شکل ‏4-7) پراکنش گونههاي درختي در منطقه مورد مطالعه50
شکل ‏4-8) راهها و رودخانهها و پهنههاي روستايي منطقه مورد مطالعه51
شکل ‏4-9) پراکنش مدلهاي ماده سوختني در منطقه مورد مطالعه53
شکل ‏4-10) شبيهسازي سرعت و جهت باد55
شکل ‏4-11) تأثير تاج پوشش و ارتفاع توده جنگل بر کاهش سرعت باد56
شکل ‏5-1 ( نحوه گسترش جبهه آتش در شرايط يکسان محيطي62
شکل ‏5-2 (گسترش سطح آتشسوزي نسبت به زمان در شرايط محيطي يکسان63
شکل ‏5-3 ( نحوه گسترش جبهه آتش در شرايط ماده سوختني يکسان64
شکل ‏5-4 ( نحوه گسترش جبهه آتش در شرايط ماده سوختني مختلف66
شکل ‏5-5 ( شبيهسازي آتشسوزي رخ داده در آذر 138969
شکل ‏5-6) آتشسوزي شبيهسازي شده و آتشسوزي موجود (منحنيهاي گسترش آتش)70
شکل ‏5-7) پراکنش نقاط آتشسوزي تصادفي در منطقه74
شکل ‏5-8) نمونههاي شبيهسازي شده از آتشسوزيهاي بالقوه75
شکل ‏5-9 ( پهنهبندي از نظر خطر گسترش آتش76
شکل ‏5-10) نقش مدل ماده سوختني درتعيين نقشه پهنهبندي78

فصل اوّل

کليات تحقيق

1) فصل اول: کليات تحقيق
1-1) مقدمه
منابع طبيعي به عنوان ثروت هر جامعه و امانتي براي آيندگان به شمار مي‌رود. کساني که از اين ثروت و موهبت الهي استفاده مي‌کنند موظفند که از آن به طور صحيح و اصولي بهره برداري نموده و آباد و سرسبز به نسل بعد از خود تحويل نمايند. زيرا امروزه ثابت شده است که منابع طبيعي بستر حيات کليه موجودات زنده بوده و آباداني و سرسبزي آن نشانه پيشرفت جوامع و زمينه ساز توسعه پايدار مي‌باشد.
جنگل‌ها و مراتع نيز به عنوان بخشي از منابع طبيعي و همچنين مطرح بودنشان به عنوان مهمترين منابع تجديد شونده، اگر مورد بيمهري انسانها قرار نگيرند و انسانها زمينه تضعيف و يا نابودي آنها را فراهم نکنند، هيچگاه به اتمام نمي‌رسند. در مورد تأثيرات مستقيم و غير مستقيم عرصههاي جنگلي و مرتعي مي‌توان به توليد و حفظ خاک، توليد فرآوردههاي صنعتي و دارويي، تغذيه آبهاي زيرزميني، توليد اکسيژن، جلوگيري از سيل، ارزشهاي تفرجگاهي، حفظ گونههاي جانوري و حيات وحش و … اشاره نمود که انسان و ساير موجودات از آن بهره‌مند مي‌شوند.
با اين حال عوامل مختلفي در زمينه تخريب جنگل نقش دارند که از جمله آنها مي‌توان به قطع بيرويه درختان، تبديل جنگل به زمين زراعي، چراي مفرط دام، آفات و بيماريها و آتشسوزي اشاره نمود. در اين ميان آتشسوزي از يک حساسيت خاصي نسبت به ساير عوامل تخريب کننده برخوردار مي‌باشد چرا که حتي يک آتشسوزي محدود هم مي‌تواند خسارات قابل ملاحظهاي را موجب گردد.
سالانه سطح زيادي از جنگل‌هاي دنيا دچار حريق مي‌شوند که اين حريق نه تنها باعث نابودي پوشش گياهي در منطقه حريق مي‌شوند بلکه باعث اختلال در فرايندهاي هيدرولوژيکي، افزايش فرسايش خاک و رواناب توليدي اين مناطق مي‌شود.
بنابراين تعيين نواحي با ريسک بالاي آتشسوزي و همچنين شناسايي و پيشبيني رفتار و حرکات آتشسوزي‌هاي بالقوه و بالفعل به منظور جلوگيري از آتشسوزي‌هاي مهيب احتمالي و گسترش آن در نواحي مستعد، کاملاٌ لازم و ضروري به نظر ميرسد، که اين کار با استفاده از روشهاي تجربي و ميداني، کاري دشوار و هزينهبر مي‌باشد. به همين دليل استفاده از روشها و تکنولوژيهاي نوين مي‌تواند جايگزين مناسبي براي روشهاي سنتي بشمار رود. از جمله اينها مي توان به سامانههاي اطلاعات جغرافيايي و تکنولوژيهاي سنجش از دور اشاره کرد.
در همين راستا توسعه سامانههاي اطلاعات جغرافيايي کمک بسيار بزرگي به پيشبيني و مدلسازي رفتار و گسترش آتشسوزي‌هاي عرصههاي طبيعي نموده است. زيرا همانگونه که پيداست، آتشسوزي در جنگلها علاوه بر تأثيرپذيري از تراکم پوشش گياهي، با عوامل ديگري نظير رطوبت، ارتفاع، تيپ پوشش، شيب دامنه، نزديکي به شهرها، روستاها و جادهها مرتبط است که همه اين عوامل را ميتوان به سهولت در سامانه اطلاعات جغرافيايي مدلسازي نمود. همچنين در صورت وجود اطلاعات جامع و کافي از عوامل تأثيرگذار، ميتوان با استفاده از روشهاي تحليل مکاني در محيط GIS نسبت به تعيين نواحي پرخطر و طبقه بندي اين مناطق از منظر ميزان ريسکپذيري در برابر گسترش آتش اقدام نمود.
تغييرات زماني و مکاني گسترش و رفتار آتش مي‌تواند با استفاده از مدل‌هاي فيزيکي، نيمه فيزيکي و تجربي توسعه يافته در طي سالهاي اخير، پيشبيني شود. از جمله اين مدل‌ها، ميتوان به مدل شبيهساز سطح آتش (FARSITE1) اشاره نمود که در واقع يک مدل نيمه فيزيکي در زمينه مدلسازي رفتار و حرکت آتش مي‌باشد.
FARSITE يک مدل GIS مبناي شبيهساز دو بعدي گسترش آتش است که توسط سازمان جنگلها و کشاورزي ايالات متحده آمريکا و اساساً براي برنامه ريزي و مديريت آتشسوزيهاي عرصههاي طبيعي طراحي و توسعه داده شد(Finney, 2004). اين مدل قادر است حرکت و رفتار آتش را در عرصه محيطي موردنظر محاسبه و گسترش جبهه آتش را در طول زمان و با در نظر گرفتن تغييرات شرايط آب و هوايي در زمان و مکان تعيين نمايد. اين مدل از اطلاعات مکاني مربوط به توپوگرافي، مواد اشتعال پذير، به همراه وضعيت آب و هوايي منطقه استفاده مي‌کند.
از چند ديدگاه ميتوان از اين مدل بهره جست (گزمه، 1391):
1) براي آموزش آتشنشانان قبل از آتشسوزي و استفاده از شبيهسازي کامپيوتري براي درک بهتر رفتار آتش. متأسفانه بارها شاهد اين بوده ايم که آتشنشانان و جنگلبانان در دام حريق گرفتار شدهاند، تنها به اين دليل که اطلاعي از جهت و نحوه گسترش آتشسوزي نداشتند. با داشتن اطلاعات کافي در اين زمينه، احتياط هاي لازم و موارد ايمني به خوبي به امداد رسانان آموزش داده خواهد شد.
2) براي اختصاص نيروها و امکانات در زمان و مکان مناسب. مديران و برنامهريزان جنگلها و مراتع، با در دست داشتن مدلي مناسب و کارا، قطعاً در هنگام آتشسوزي بهترين عملکرد و رفتار را در مورد آتشسوزيهاي مهيب خواهند داشت.
3) پهنهبندي منطقه از نظر وسعت حريق. در دسترس بودن اينگونه نقشهها، به مديران امر در زمينه شناسايي نواحي پرخطر از نظر احتمال و وسعت آتشسوزي ياري رسانده و در انجام عمليات اطفاء حريق کمک شاياني ميرساند.
1-2) بيان مسئله و ضرورت تحقيق
جنگلها يکي از فرمهاي حياتي است که تحت تاثير عوامل محيطي قادر به ادامه حيات به طور مستقيم مي‌باشد. با اين وجود، عوامل مخرب طبيعي و مصنوعي مي‌توانند بر روند طبيعي آن تاثير مثبت يا منفي گذاشته و باعث ايجاد تغييراتي در اين اکوسيستم پويا و خود تنظيم گردند که يکي از اين عوامل، پديده آتشسوزي مي‌باشد (بخشنده و مهاجر، 1390).
آتش سوزي جنگلها و مراتع نه تنها از ديدگاه زيست محيطي بلکه از نظر اقتصادي، اجتماعي و امنيتي نيز يکي از اصلي‌ترين نگرانيها در بسياري از نقاط جهان( Silvia, et al., 2010) و نيز به عنوان يکي از مخربترين عوامل ايجاد تغييرات نامطلوب در اکوسيستمهاي جنگلي در کوتاه مدت به شمار ميرود(Coban, 2010) . در اين ارتباط نحوه جلوگيري از آسيبهاي آتشسوزي جنگل و مراتع بسيار مهم مي‌باشد که در اين راستا ميتوان از طريق ارزيابي ريسک آتشسوزي، پيشبيني رفتار و گسترش آتشسوزي جنگل بر اساس مدل‌هاي شبيهساز، براي مديريت فرونشاني آتش اقدام نمود.
افزايش مصرف سوختهاي فسيلي در دهههاي اخير، پيامدهايي را به دنبال داشته که از جمله آن ميتوان به افزايش گازهاي گلخانهاي در جو اشاره نمود، که اين عامل تغييراتي را در اقيم کرهي زمين در پي داشته است. يکي از مهمترين اثرات اين تغيير اقليم، تاثير آن بر رخداد خشکسالي و شدت و مدت آن مي‌باشد. يکي از تبعات پديدهي خشکسالي، تأثير گذاري آن بر فرآيند آتشسوزي مراتع و جنگلها مي‌باشد، به طوري که هرگاه ميزان رطوبت به علت کمبود بارش و افزايش دما، کاهش يابد، زمينه براي بروز آتشسوزي در اين بسترها مهيّا خواهد شد. بنابراين ضرورت دارد جهت کاهش خسارات ناشي از اين پديده، مطالعات فراگيري جهت پيشبيني مناطق پرخطر و اقدامات پيشگيرانه و ارائه راهکارهايي جهت کاهش خسارتهاي ناشي از آن انجام گيرد.
براين اساس مديريت آتشسوزي مي‌تواند به عنوان راهکاري براي جلوگيري از وارد شدن صدمات خارج از توان اين اکوسيستمها و نتايج وخيم اقتصادي و اجتماعي آن در نظر گرفته شود. در اين راستا سازمانهاي مربوطه براي کاهش اثرات منفي آتشسوزي، در ابتدا نياز به شناخت مناطق آسيب پذير داشته که بتوانند با اين اطلاعات و مديريت زمان، سرعت عمل به همراه برنامه ريزي دقيق و همچنين امکانات، تجهيزات و آموزشهاي لازم و ضروري در اين خصوص همت گماشته و بتوانند در کنترل و کاهش خسارات ناشي از آتشسوزي نقش مؤثري ايفا کنند (جليل پور و فرهادي، 1390).
ايران به دليل قرار گرفتن در کمربند خشک کرهي زمين و پرفشار جنب حارهيي، شاهد نوسانات زيادي در ميزان بارش مناطق مختلف و وقوع خشکساليهاي ضعيف تا شديد در دورههاي مختلف مي‌باشد که اين پديده اقليمي يکي از مهمترين عوامل مستعد براي ايجاد آتشسوزي مي‌باشد. اين مساله در مناطق شمالي کشور نيز به دليل وجود جنگلهاي طبيعي و مصنوعي، مي‌تواند بسيار نگران کننده باشد و بستري مناسب جهت ايجاد حريق و آتشسوزي را در اين مناطق فراهم آورد. به طوري که در سالهاي اخير شاهد افزايش چشمگيري در وقوع آتش سوزي در عرصههاي منابع طبيعي در اين مناطق بوديم که ازجمله آنها مي توان به آتشسوزيهاي سال 1389 اشاره نمود (اداره منابع طبيعي استان مازندران). اين مسئله ضرورت مدلسازي و شبيهسازي آتشسوزي و بررسي تأثيرات شرايط محيطي مختلف در طي زمان و مکان، در فرايند گسترش آتشسوزي را نشان مي‌دهد. بدين منظور جهت اجراي مدل FARSITE و انجام فرايند شبيهسازي، بخشي از جنگلهاي شهرستان نکا واقع در استان مازندران به عنوان مطالعه موردي انتخاب گرديد.
1-3) روش انجام پايان نامه
در اين تحقيق پس از پرداختن به ضرورت و اهميت عرصههاي طبيعي و جنگلها به عنوان يک سرمايه بزرگ ملي، به آتشسوزي در اين عرصهها و خسارتهايي که ميتواند داشته باشد، اشارهاي شده است. در ادامه، روشهاي مختلفي که به منظور کاهش صدمات ناشي از آتشسوزي از جمله بحث پهنهبندي خطر و شبيهسازي آتشسوزي وجود دارد بررسي و نهايتاً مدلي براي امر شبيهسازي آتشسوزي در عرصههاي طبيعي انتخاب گرديد. پس از بررسي و واکاوي مدل موردنظر، از اين مدل براي شبيهسازي آتشسوزي موجود در منطقه استفاده و همچنين در يک روش نو و جديد، از اين مدل شبيهساز، در امر ارائه يک پهنهبندي جديد در زمينه پهنهبندي خطر گسترش آتشسوزي استفاده به عمل آمد. فرايند کار در شکل (1-1) نشان داده شد.

1-4) سؤال تحقيق:
در همين بين سؤالي به شرح زير در رابطه با اين تحقيق مطرح مي‌شود که:
آيا مدل شبيه ساز سطح آتش (FARSITE) قابليت شبيه سازي گسترش آتش سوزي در جنگلهاي منطقه مورد مطالعه را دارد؟
1-5) اهداف تحقيق:
اهدافي که در زمينه کاري اين پايان نامه مدنظر قرار گرفته شامل موارد زير مي‌باشد:
1) اجراي مدل شبيهساز سطح آتش(FERSITE) در منطقه مورد مطالعه
2) بررسي ميزان تأثيرگذاري شرايط مختلف محيطي بر فرايند شبيهسازي
3) ارزيابي مدل شبيهساز سطح آتش (FARSITE) در زمينه شبيهسازي گسترش آتشسوزي در منطقه مورد مطالعه
4) پهنهبندي منطقه مورد مطالعه از ميزان وسعت و گسترش آتشسوزي
1-6) ساختار پايان نامه
اين پاياننامه در شش فصل تدوين شده است. در فصل اول همانطور که از نظر گذشت به کليات تحقيق شامل: مقدمه، ضرورت تحقيق، اهداف، سؤالات و فرضيات به کار رفته در پايان نامه، پرداخته شده است. در فصل دوم منطقه مطالعاتي به طور اجمالي معرفي ميگردد و بعد از آن پيشينه تحقيقاتي و کارهاي صورت گرفته مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
فصل سوم به مباني نظري تحقيق حاضر اختصاص يافته است. در اين فصل تعاريفي مختصر از جنگل، آتش سوزي و انواع آن ارائه مي‌شود. در ادامه نيز به انواع مدل‌ها و تکنيکهاي مختلف شبيهسازي به همراه تشريح مدل FARSITE پرداخته مي‌شود.
در فصل چهارم به مبحث مواد و روشها پرداخته مي‌شود و بعد از بررسي دادههاي مورد استفاده و نحوه تهيه و آمادهسازي آن، به تشريح مدل مورد استفاده و نحوه عملکردي آن پرداخته مي‌شود. فصل پنجم نيز نتايج حاصل از مدل ارائه و سپس به تفسير و تحليل نتايج به دست آمده اقدام ميگردد. نهايتاً پيشنهاداتي در راستاي کامل تر شدن تحقيق، براي محققيني که در آينده قصد فعاليت در اين زمينه را دارند ارائه ميگردد.

فصل دوم

پيشينه تحقيقاتي و منطقه مورد مطالعه

2) فصل دوم: پيشينه تحقيقاتي و منطقه مورد مطالعه
2-1) مقدمه:
در اين فصل ابتدا به مرور مطالعات و تحقيقاتي که در زمينه پديده مخرب آتشسوزي و جنگل صورت گرفته است پرداخته مي‌شود. پيشينه تحقيقاتي به دو قسمت تقسيم مي‌شود. در قسمت اول، اشارهاي به مطالعات انجام شده در زمينه پهنهبندي ريسک آتشسوزي ميشود و در قسمت دوم به مطالعاتي که در زمينه شبيه سازي آتشسوزي صورت گرفته، پرداخته مي‌شود. در ادامه نيز به معرفي و بررسي اجمالي منطقه مورد مطالعه پرداخته ميشود.
2-1-1) پهنهبندي عرصههاي طبيعي از نظر ريسک آتشسوزي:
از آنجايي که مديريت ريسک در ارتباط با اقدامات پيشگيرانه در وقوع آتشسوزي ميتواند عرصه طبيعي را از گزند بسياري از زيانهاي ناشي از حريق از قبيل خسارات وارده به نيروي مولد جنگل و مرتع نظير حذف گونههاي گرانبها و جايگزين گونههاي نامرغوب، کاهش کمّي و کيفي محصولات، خسارات وارده به اثرات حاصلخيزي خاک و به ويژه خصوصيات فيزيکي، فرسايش، نفوذپذيري و … محافظت کند، بنابراين وجود نقشههايي که بتواند يک پهنه بندي مناسب از ميزان ريسکپذيري محيط از نظر حساسيت در برابر آتشسوزي را ارائه نمايد، لازم و ضروري به نظر ميرسد. در همين ارتباط تحقيقات متعددي چه در داخل و چه خارج از کشور صورت گرفته که از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره نمود:
(1999) Hardwick در راستاي معرفي قابليتها و کاراييهاي سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي در زمينهي عرصههاي طبيعي، به ارزيابي اين تکنولوژي در زمينه کاهش هزينههاي مربوط به آتشسوزيهاي گسترده و وسيع پرداخت و با بررسي مزّيتهاي کمي و کيفي اين سامانه در اين زمينه، به اين نتيجه دست يافت که سامانه اطلاعات جفرافيايي مي‌تواند به عنوان يک ابزار مديريتي قوي در باب مديريت بهينه آتشسوزيهاي مهيب و گسترده باشد.
Jaiswel et al (2002) با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافيايي به تهيهي نقشهاي در زمينه شناسايي مناطق داراي خطرپذيري بالا از نظر آتشسوزي اقدام نمودند. آنها براي اين منظور، به ترکيب لايههاي مکاني عوامل مؤثر در فرايند آتشسوزي، از طريق اعمال وزن براي هر يک از اين لايهها با توجه به حساسيت و قابليت اين عوامل در فرايند آتشسوزي پرداختند. نهايتاٌ به اين نتيجه رسيدند که مدل پهنه بندي خطر آتشسوزي GIS مبنا، سازگاري بالايي با سوابق آتشسوزيهاي رخ داده در منطقهي مورد مطالعه دارد.
Vakalis et al (2004) روش نويني را با استفاده از تلفيق سيستم استنتاج فازي و شبکه عصبي بر پايه داده هاي موجود از آتشسوزي‌هاي واقعي اتفاق افتاده در گذشته ارائه نمودند. ابتدا در اين تحقيق بر اساس نظر کارشناسان، معيارهاي مؤثر بر آتشسوزي انتخاب شدند که اين عوامل شامل ميزان اشتعال پوشش گياهي، تراکم پوشش گياهي، شيب منطقه، دماي هوا و سرعت باد مي‌باشند. هدف از اين مدل، استفاده از آن در يک سيستم خاص تصميمگيري، در جهت تخصيص به موقع امکانات و تسهيلات اطفاي حريق به مکان مناسب مي‌باشد.
در راستاي بررسي پتانسيل آتشسوزي جنگلها و مراتع با استفاده از دادهها و تکنيکهاي سنجش از دور، رحيمي و اسماعيلي (1388) با استفاده از تصاوير سنجده MODIS2، دادههاي بارندگي و دماي منطقه و نهايتاً بررسي پوشش گياهي، وضعيت سلامت و کيفيت آن از طريق شاخص 3NDVI – که اساساً يک شاخص رايج در مطالعه گياهان در سنجش از دور مي‌باشد – توانستند به نمايش پتانسيل آتشسوزي در جنگلها و مراتع شهرستان مريوان بپردازند. نتايج حاکي از اين بود که اطلاعات ماهوارهاي و تکنيک‌هاي سنجش از دور در کنار ارزان و سريع بودن در تهيه اينونه نقشه‌ها، از دقت نسبتاً خوبي در اين زمينه برخوردار مي‌باشد، نتايج اين تحقيق نشان دهنده‌ي يک رابطه‌ي مستقيم بين تعداد و شدت آتشسوزي‌ها و مقادير NDVI و حجم بارندگيها بود.
Orozco (2008) طي تحقيقي اقدام به مدلسازي خطر آتشسوزي در جنگلهاي ايالت Michoacan در مکزيک نمود. او در اين مطالعه، دو عامل و متغير بيوفيزيکي و انساني را با هم ترکيب نمود. چهار فاکتور مناسب که براي اين مدل مورد استفاده قرار گرفت شامل: ماده سوختني، شرايط محيطي، عوامل مسبب و همچنين عوامل مانع و پيشگيرانه در امر آتشسوزي ميباشد. در اين ميان به ماده سوختني به خاطر اهميتي که در فرايند شروع و گسترش آتشسوزي دارد، توجه بيشتري شده است. اين فرايند در سه فاز جستجو و اکتشاف، مدلسازي و ارزيابي صورت گرفت. در مرحله اول به تحليل آماري عوامل مؤثر پرداخته شده است. در مرحله دوم با توجه به مدل کردن عوامل تأثيرگذار، سه منطقه پرخطر، کم خطر و خطر متوسط را شناسايي شد و در مرحله آخر به ارزيابي مدل با توجه به مناطق سوخته شده قبلي پرداخته شده است که نتايج حاکي از يک سازگاري قابل قبول بين نتيجه مدل و واقعيت موجود ميباشد. نتيجه کار ارائه 12 مدل مختلف با توجه به شرايط متفاوت در طي سال و يک مدل استاتيک کلي براي ريسک پذيري منطقه مورد مطالعه در برابر آتشسوزي بود. طبق مطالعات Orozco، 91 درصد از سطح جنگلهاي منطقه در طبقه ريسکپذيري متوسط و بالا قرار دارند.
(2009) Vadrevu et al با استفاده منطق فازي و ترکيب آن با الگوريتمهاي تصميمگيري چند معياره در غالب سيستم اطلاعات جغرافيايي، نقشه احتمال خطر آتشسوزي را در جنگلهاي جنوب هند توليد کردند. آنها از مدل AHP4 براي تهيه ماتريس تصميمگيري به منظور شناسايي ميزان اهميت فاکتورهاي مؤثر در آتشسوزي استفاده نمودند. در نهايت در اين مطالعه نقاط بحراني بالقوه را از نظر خطر آتشسوزي شناسايي شدند.
Carmel et al (2009) به تشريح و ارزيابي يک روش جديد در زمينه تعيين ميزان خطرپذيري در برابر آتشسوزي که بتواند به عنوان يک سيستم پشتيبان تصميمگيري در زمينه مديريت آتشسوزيهاي واقعي در نواحي کوهستاني Carmel در قسمت غربي سواحل مديترانه عمل کند، پرداختند. ايشان توانستند با پياده سازي مدل FARSITE در محيط ArcView، و اجراي روش مونتکارلوي شبيهسازي شروع آتش، به يک نقشه پتانسيل ريسک دست يابند. بخش شبيهسازي دربرگيرنده 500 عمليات شبيهسازي بود که در هر يک از اين آنها کليه پارامترهاي تأثيرگذار به صورت تصادفي انتخاب ميشدند. از آنجايي که اکثر آتشسوزيها عامل انساني داشتند، از جادههاي موجود به عنوان نمايندهاي براي انتخاب نقاط اشتعال در فرايند شبيهسازي استفاده شد. روي هم گذاري نقشههاي خروجي از مدل، منجر به توليد نقشهاي شد که ميتوانست مناطق Hot Spots و Cool Spots از نظر فراواني آتشسوزي را تعيين نمايد.
ادهمي مجرد و همکاران (1390) با استفاده از روش آماري فرانسيلا و بکارگيري دو عامل بسيار مؤثر درجه حرارت ماکسيمم و درصد رطوبت نسبي حداقل، نسبت به برآورد احتمال خطر آتشسوزي و تهيه نقشهاي با درجات مختلف خيلي شديد، شديد، متوسط و ضعيف براي ماههاي مختلف سال به طور جداگانه و در سطح استان گلستان اقدام نمودند و ضمن تطبيق با دادهها و نقشههاي آتشسوزي سنوات قبل، ميزان صحّت و درجه اعتبار آن را مورد توجه قرار داده اند. بر اين اساس ماههاي گرم سال (اوايل خرداد تا اواسط شهريور) در سطح مراتع و به ويژه مراتع کوهستاني جنوب و مراتع دشتي شمال استان با برخورداري از ضريب احتمال بروز آتشسوزي با درجهي خيلي شديد، نياز به مراقبت و محافظت بيشتري داشته، همچنين سطح جنگلهاي استان در فصول سرد سال (نيمه دوم آبان تا نيمه اول اسفند) با احتمال بروز آتشسوزي با درجه خيلي شديد ارزيابي گرديدند که نتيجتاً نيازمند حفاظت و کنترل بيشتري ميباشند.
سرکارگر اردکاني (1390) به منظور بررسي و تحليل الگوي مکاني آتشسوزيهاي ايران با استفاده از سنجش از دور و GIS، توزيع مکاني آتشسوزيهايي که طي هشت سال در ايران رخ داده و توسط سنجنده MODIS ثبت گرديده بود را استخراج و با کمک تصاوير شاخص پوشش گياهي نرمال شده (NDVI) و با درنظر گرفتن تکرار آتشسوزيها، آتشهاي دائمي از آتشهاي اتفاقي را تفکيک و سپس با استفاده از روش آماري برآورد چگالي و خود همبستگي مکاني در محيط GIS نسبت به تحليل فضايي و استخراج نقاط پرخطر و مستعد براي آتشسوزي اقدام نمود. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي‌دهد که آتشسوزيهايي که طي سالهاي اخير در کشور اتفاق افتاده، ارتباط زيادي با وضعيت و ميزان پوشش گياهي موجود داشته، به طوري که ضريب همبستگي آن با ميانگين شاخص پوشش گياهي نرمال شده کشور به 9/. مي رسيد.
2-1-2) تحقيقات انجام شده در زمينهي شبيهسازي رفتار و گسترش آتشسوزي:
بررسي و مدلسازي دليل و نحوه توزيع آتشسوزيهاي جنگلي در جهان امروز به يک امر معمول بدل گشته است. از دلايل اين روند، در دسترس قرار گرفتن دادههاي دراز مدت محيطي از طريق سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافيايي، توسعه روشهاي مدلسازي و نيز افزايش آگاهيهاي تخصصي در مورد اين پديده است. دليل ديگر اين امر را ميتوان روند روزافزون آتشسوزيهاي جنگلي به دلايل مختلف از جمله دخالت مستقيم و غير مستقيم انسان عنوان نمود. تغيير اقليم که عمدتاً ناشي از دخالت انسان در افزايش گازهاي گلخانهاي است، يکي از دلايل مهم آتشسوزيهاي جنگلي در مکانهاي جديد و يا با شدتي بيش از گذشته محسوب مي‌شود.
در طول چند دههي اخير، تعداد زيادي از محققين به پژوهش در زمينهي انتشار آتش و درک و برآورد مناسب از مسئله و تعيين مهمترين عاملها براي يک شبيهسازي موفق از آتشسوزي جنگل پرداختند.
2-1-2-1) استفاده از سلولهاي خودکار به منظور شبيهسازي آتشسوزي
مدل سلول‌هاي خودکار يکي از روشهاي معمول در مدل کردن سيماي طبيعي منطقه به منظور شبيهسازي رشد آتش به صورت يک فرايند مجزايي از احتراق در يک شبکه سلولي به شمار ميرود. در اين مدل هر سلول به عنوان بخشي از منطقه به حساب مي‌آيد که داراي شرايط محيطي يکساني مي‌باشد. گسترش آتش به صورت انتقال آتش از يک سلول در حال سوختن به هشت سلول مجاور با تعريف مجموعه اي از شرايط براي هر يک از سلولهاي همسايه صورت مي‌گيرد(Bodrozic et al., 2005).
شروع مدلسازي با اتوماسيون سلولي به 1950 باز مي گردد. اولام(Ulam) اين مدل را براي نمايش پديدههاي ديناميکي ارائه داد و يک چهارچوب مدلسازي عمومي بر مبناي مدل‌هاي سلولي در زمانهاي گسسته پيشنهاد کرد (Colman, 1996).
Karafyllidis & Thanailakis (1997) يک مدل مبتني بر سلولهاي خودکار را براي پيشبيني گسترش آتشسوزي توسعه دادند که تحت سناريوهاي مختلف آب و هوايي و توپوگرافي قابل استفاده بود. اگرچه نتايج حاصل از شبيهسازي در مقايسه با انتظارات مناسب به نظر ميرسيد، با اين وجود کاستيهايي نيز در مدل وجود داشت. براي مثال در حالي که شکل جبهه آتش شبيه به جبهه مورد انتظار از آتشسوزي بود، ولي موقعيت جبهه آتش اشتباه محاسبه مي گرديد.
مدل (2002) Berjak & Hearne بر اساس مدل نيمهتجربي (Rothermel (1991 ميباشد و به منظور بهبود مدل اتوماسيون سلولي از مدل ارائه شده توسط Karafyllidis & Thanailakis (1997) استفاده نمودند. مدل ارائه شده، بر اساس ميزان گرماي دريافت شده توسط يک سلول از سلولهاي اطراف پايهريزي شده است. هر سلول بايستي به حد کافي انرژي گرمايي دريافت کند تا در مرحله بعد آتش بگيرد. در اين مدل عوامل مؤثر بر آتشسوزي عبارتند از: شيب، سرعت و جهت باد، پوشش گياهي، رطوبت و نرخ گسترش آتشسوزي. با درنظر گرفتن اين عوامل، مدل تحت چندين سناريوي متفاوت اجرا و با توجه به رضايتبخش بودن نتايج، مدل مذکور براي دادههاي اصلي اجرا شد. با توجه به اينکه منطقه مورد مطالعه دشتهاي بدون درخت و اغلب شامل علفزار مي‌باشد، چند سناريوي مرتبط با ميزان رطوبت اجرا گرديد که نتايج با آتشسوزيهاي اتفاق افتاده سازگاري مناسبي داشت.
Encinas et al (2007) از مدل اتوماسيون سلولي به منظور شبيهسازي آتشسوزي استفاده کردند. در اين تحقيق با ارائه سلولهاي شش ضلعي، ناهمگوني بين سلولهاي همسايه ازبين برده شده و براي هر سلول مرکزي، شش سلول در اطراف آن وجود دارد که اثري يکسان بر آن دارند. مدل ارائه شده تحت چند سناريو مختلف، کارايي خود را در جنگلهاي فرضي نشان داده است. خروجي سناريوها با مدل Karafyllidis & Thanailakis (1997) مقايسه شده است و نشان دهندهي سازگاري نسبي مدل ارائه شده با واقعيت مي‌باشد.
Alexandridis et al (2008) با بکارگيري اتوماسيون سلولي دو بعدي و ارائه مدلي بر پايه عواملي مانند نوع و تراکم پوشش گياهي، سرعت و جهت باد، توپوگرافي و پديدهي لکهاي، گسترش آتشسوزي را شبيهسازي نمودند. ايشان از يک رويکرد بهينهسازي غيرخطي براي کاليبره کردن برخي از پارامترهاي مدل بر اساس دادههاي موجود از يک آتشسوزي واقعي در محيط GIS استفاده نمودند. مقايسه بين شبيهسازي و نتايج واقعي نشان داد که مدل پيشنهادي، پيشبيني را به شيوهاي کاملاً مناسب با ويژگيهاي مکاني و زماني از آتشسوزي واقعي، ارائه مي‌دهد.
Yassemia et al (2008) رفتار آتش مبني بر سلولهاي خودکار را با قوانين انتقال ساده و شهودي توسعه دادند. اين تحقيق مدل‌هاي قبلي اتوماسيون سلولي را با استفاده از قوانين انتقال خاص و منحصر به فردي که قادر به محاسبه دقيق آتش گسترش يافته در داخل و بين سلولها و همچنين هماهنگسازي آتش با جهت باد و شيب است را با روشي واقعگرايانه بهبود ميبخشد. همچنين در اين تحقيق مقايسهاي بين روشهاي اتوماسين سلولي و رويکرد موجي گسترش آتش ارائه شده است.
گزمه (1391) با استفاده از روش اتوماسيون سلولي به مدلسازي گسترش آتشسوزي در شهرستان مينودشت پرداخت. وي از الگوريتم زنبور عسل براي کاليبراسيون اتوماسيون سلولي در فرايند مدلسازي استفاده شد. در اين تحقيق لايههاي نوع و تراکم پوشش گياهي، توپوگرافي، سرعت و جهت باد و همچنين مناطق غيرقابل سوختن به عنوان مبنا مورد استفاده قرار گرفت. منطقه مورد مطالعه به دو بخش تقسيم شد. در بخش اول مدل اوليه براي منطقه اجرا شد و کاپاي 58% بدست آمد. سپس به منظور کاليبراسيون مدل، پس از 2000 تکرار الگوريتم زنبور عسل، اين مقدار به 92% رسيد. براي اعتبارسنجي مدل ارائه شده، مدل کاليبره شده بر روي منطقه دوم اجرا گرديد و نتايج خروجي آن ضريب کاپاي 88% و دقت کلي 98% را نشان داد.
2-1-2-2) استفاده از مدل FARSITE به منظور شبيهسازي آتشسوزي
مدل FARSITE يک سيستم شبيهسازي رفتار آتش است که ترکيبي از مدلهاي پيشبيني رفتار آتش و تکنيک انتشار آتش ميباشد. اين مدل براي نمايش سطح گسترش آتش به جاي بکارگيري روشهاي سلولي، از روش وکتوري استفاده ميکند که اين گسترش از طريق بيضيهايي با ابعاد متفاوت در نتيجه شرايط حاکم بر منطقه صورت ميپذيرد. تکنيک انتشار مدل براي تعيين شکل بيضي از اصول Huygen استفاده ميکند.
Finney & Ryan (1995) از مدل رشد آتش FARSITE به منظور شبيهسازي آتشسوزي در پارکهاي ملي آمريکا، در راستاي پشتيباني از تصميمات مديريتي که در زمينه آتشسوزي گرفته مي‌شود، استفاده نمودند. آنها به منظور ارزيابي شبيهسازيهاي انجام شده از سوابق آتشسوزيهايي که در اين مناطق رخ داده بود استفاده کردند. ويژگي کلي که از الگوي انتشار و رفتار آتش مشاهده شده بود، حاکي از اين بود که دو متغير مواد سوختني و شرايط ميکروکليمايي منطقه نقش مهمي در افزايش دقت ايفا مي کنند.
Salis (2007) مدل FARSITE را براي شبيهسازي رفتار و گسترش چهار مورد از آتشسوزيهايي که تابستان 2003 ،2004 و 2006 در شمال جزيره Sardinia در حوضه مديترانه رخ داد، مورد استفاده قرار داد. وي اثرات مدل‌هاي اشتعالپذيري، شرايط آب و هوايي و توپوگرافي منطقه را در دقت شبيهساز FARSITE به منظور پيش بيني رفتار و توسعه آتشسوزي در جنگل‌هاي نواحي مديترانه که از گونههاي ماکي تشکيل شده بود مورد ارزيابي قرار داد. وي به اين نتيجه رسيد که مدل اشتعالپذيري محلي و دادههاي دقيق براي بادهاي منطقه، دو عامل مهم براي افزايش دقت شبيهسازي رفتار آتشسوزي در منطقه مورد مطالعه مي‌باشد.
Dwomoh (2009) در تحقيقاتي که در ناحيه Ashanti کشور غنا انجام داد، سعي در مدل کردن رفتار آتش در جنگلهاي حارّهاي و بررسي تأثيرات شرايط جنگل، توپوگرافي و آب و هوا بر روي شدت آتشسوزي و نتيجتاً کربن منتشر شده داشت. وي براي برآورد کربن آزاد شده در نتيجهي آتشسوزي، از يک روش ترکيبي که دربرگيرنده مدلسازي رفتار آتش و تکنيکهاي سنجش از دور و GIS بود، استفاده کرد. وي توانست با استفاده از مدل FARSITE، رفتارهاي آتش از قبيل ميزان گسترش و شدت خط آتش را در زمان و مکان را شبيهسازي نمايد. وي به منظور اجراي بهتر مدل و دستيابي به يک نتيجه بهتر از فرايند شبيهسازي، در کنار مدل‌هاي ماده سوختني استاندارد موجود، دو مدل ماده سوختني محلي نيز براي منطقه مورد مطالعه خود طراحي نمود.
Nyatondo (2010) به بررسي قابليت مدل FARSITE در شبيهسازي گسترش آتشسوزيهاي نواحي کوهستاني با استفاده از سابقه آتشسوزي که در پارک ملي Majella در ايتاليا در سال 2007 رخ داد پرداخت و به اين نتيجه دست يافت که در صورت اعمال تغييرات مکاني باد در نواحي کوهستاني، مي توان به نتيجه خوبي از شبيهسازي در اين گونه نواحي دست يافت.
با توجه به بررسي و مطالعه پيشينهي تحقيقاتي در داخل و خارج کشور، مشاهده مي‌شود در کشورهاي خارجي



قیمت: تومان


پاسخ دهید